ساعت سه و پنجاه و یک دقیقهی بامداد است. چند روز درگیر این کتاب بودم. شاید بشه گفت اولین رمانی که در طول عمرم خواندم. و اولین کتابی که منو با عشق واقعی اشنا کرد. تا قبل از این اعتقادات بدی درمورد شمس و مولانا داشتم هرچند به عنوان یک انسان بهرکس این حق رو میدادم که هرجور دوست دارد باشد و هرجور دوست دارد زندگی کنم اما با اعتقادات من نمیخوند. اما این کتاب من رو نه تنها با عشق اشنا کرد بلکه علاقهی شدیدی به شمس و مولانا پیدا کردم. بسیار زیبا بود. بسیار زیبا. به هرکس که نظرم رو میبینه پیشنهاد میکنم که حتی اگر برای اولین و اخرین بار میخواد کتابی بخونه، کتاب ملت عشق رو بخونه. پشیمون نمیشه. از مترجم هم متشکرم که بسیار زیبا ترجمه کرده بود. زندگیتان سرشار از عشق