من این کتاب رو دوست داشتم، تقابل زندگی مدرن و مردی که سعی دارد با کالسکه و ارابه و اسبها در گذشته بماند برای فراموشی غمها، و دختری که پیشینهاش در سینه پیرمردی است که هیچ نسبت خونی با او ندارد ولی با وجود تفاوت سن بسیار بهم نزدیکهستند، داستان ماجرای جالب وپر کششی را روایت میکند