داستان زیبایی بود، با روایت نویسنده و موسیقی لطیف و دلنواز برام شنیدنی بود. روایتی از تغییر جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته و چالشهای آن؛ مدرنیته که جایگاه درست زن و مرد در کانون خانواده رو زیر سوال میبره... حالا دختری از بطن خانواده سنتی ایرانی با پوشش و رفتار مدرن خسته روح و بیمار به آغوش مادری برگشته که با وجود تمام فداکاریها و گذشتها و مادرانه گی هایش برای همسر و فرزندان از نادیده گرفتن حق ادامه کار و فعالیت اجتماعی توسط همسر روشنفکرش، دردمندانه به زادگاهش پناه برده... خاک و وطن و مادر درمانگرند؛ تهران شلوغ برای آذر و نیاک آرام و دنج برای شهدخت و در آخر تدبیر زن آگاه، تحصیل کرده و تاب آور آرامش رو به اعضای خانواده برمیگردونه💚💚💚