خیانت خورشید و حسادت هاش و تصمیم عجولانهاش اخر کار دستش داد. کسی که از رعیتی به بزرگی رسیده باید جایگهاش رو هم داشته باشه، به قول معروف باید اول ظرفیتش رو داشته باشه، اما در هر حال وقتی هم که فرار کرد میتونست برای سیر کردن شکمش لااقل کلفتی کنه نه اینکه به خونهای بره که بخواد با تنش نونش رو در بیاره. در هر حال شازده خیلی مردی کرد که بخشیدش