به قول صادق هدایت انگشت در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که به نام اعتقادات به خوردم داده بودن را بالا آوردم، چیزی در من زنده شد به نام ” انسانیت “ چه عذابی میکشند آنان که کور کورانه اعتقادی خشک دارند بدون آنکه مفهومش را بدانند و دردناکتر و عذاب آورتر برای کسانی است که بینا وبیدارند ولی باید کنار آن کوران زندگی کنند، این رنج و عذاب در جوامع دینی و مذهبی مخصوصاً جامعه مسلمانان به وضوح دیده میشود، این کتاب برای هر خوانندهای میتواند بخشی از زندگی خودش باشد. وگریه کند نه برای آیدین یا آیدا بلکه برای خودش.