داستان درباره آینده زمین است و وقتی داستان شروع میشود که ارباب کردان میخواهد از روی ساختمانی بلند به پایین بپرد و خود کشی کند که دوستش در آخرین لحظه دست او را میگیرد و او را نجات میدهد و داستان اینجوری که فردی حافظه خود را از دست داده و در آخر زمان متولد شد ولی هیچی رو به یاد نمیاره و اون وظیفه داره تا دنیا را نجات بده