داستانی کوتاه در مورد زندگی سخت و پر از حال بد خانوادهای رو به نمایش گذاشت که پدر خانواده دچار بیماری روحی و مشکلات فراوان شخصیت پدر رو به نمایش میذاشت که همین مسئله سبب آسیبهای زیادی به بچهها شد و باعث ظلم بیشتر و افسار گسیخته نامادری به اونها البته همین مسئله و اخلاق بد پدر باعث بی اعتمادی به همه چیز از طرف بچهها هم شده بود از جمله بی اعتمادی به اعتقاداتشون و شک در درست بودن شون و آخر سر هم بچهها هر چی تلاش کردن که خودشون رو سالم از این منجلاب بیرون بکشن ولی باز هم سرنوشت عجیب خانواده شون نصیب شون شد