خدای من این جلد عالی بود، به خیلی از سوالها جواب داده شد و ارتباط فصل نوزدهم جلد ۵، با فصل اول جلد ۱ مشخص شد! مرد ناشناسی که در ابتدای فصل اول کتاب اول دیدیم فترس بود که با ملکه نسیم صحبت میکرد. مردی که توی قطار بود هم آریا بود.
چنین هارمونی بین کتابها بی نظیره، انگار نویسنده قبل از نگارش همه این پنج جلد کلیه مطالب رو پیشبینی کرده و گذر این ۵ سال توی نگارش اون اصلا مشهود نیست.
فقط کاش توی همین جلد تکلیف تینا مشخص میشد، کاش زودتر برمیگشت پیش آریا!
حامد فرجی
۱۴۰۱/۱۱/۲۶
تینا دیگه الآن از پارسیس بارداره شکوفه جان!. قید تینا رو باید بزنه آریا!. پدرشم گفت تو سرنوشتش نیست!. همین. بعلاوه، صوفیای جنگجو وقتی عاشق آدم باشه خیلی بهتره تا تینای ترسو
چنین هارمونی بین کتابها بی نظیره، انگار نویسنده قبل از نگارش همه این پنج جلد کلیه مطالب رو پیشبینی کرده و گذر این ۵ سال توی نگارش اون اصلا مشهود نیست.
فقط کاش توی همین جلد تکلیف تینا مشخص میشد، کاش زودتر برمیگشت پیش آریا!