چیزی که من با گوش دادن به این داستان احساس کردم این بود که نویسنده سعی میکنه به ما یادآوری کنه که دنیا و زندگی اینقدر پیچیده است، اینقدر غیرقابل پیشبینی است و اینقدر عدم قطعیت در اون موج میزنه که هرگز نمیتوانیم یک یا چند بهترین حالت به صورت انتزاعی برایش تصور کنیم و نباید به خاطر قرار نگرفتن در اون بهترین حالت ذهنی کام خودمون رو تلخ کنیم. مسیری که در زندگی پیموده ایم شاید از نظر خودمون بهترین مسیر ممکن نبوده، اما نباید خودمون را سرزنش کنیم، ناامید بشیم و از تلاش کردن دست بکشیم. زندگی، حتی اگر از شکل ایدهآلی که برایش تصور میکنیم فاصله داره، هنوز ارزش این رو داره که محکم در آغوش بگیریمش، ازش لذت ببریم و برای بهتر شدنش تلاش کنیم. صرفنظر از سبک نگارش، قدرت نویسنده در خلق موقعیتهای داستان، ایجاد تصاویر دقیق برای مخاطب و عوامل متعدد دیگه که میتونه توسط خواننده حرفهای نقد بشه، باید گفت کتابی است که ارزش این رو داره که بخونیم و خوب و عمیق به پیامش فکر کنیم.