من دو تا کتاب قبلی رو خیلی بیشتر دوست داشتم. تقریبا دو سوم کتاب صرف نوشتن احساسات شده بود. راه رفتن، حرف زدن، نگاه کردن، انگار داری انیمه ژاپنی نگاه میکنی. چرا فرافرگشتها و کرومها عین دختر پسرهای شرقی زیر ۱۸ سال همش در حال چشم از هم دزدیدن و گرم شدن صورتشون هستند. اونم تو دنیایی که هیچ ترحمی وجود نداره و زندگیت به مویی بنده. نویسنده عزیز لطفا یه تجدید نظر اساسی در مورد این جلد بفرمایید. شما قبلا ثابت کردید که توانایی معجزه کردن رو دارید.