یکی از بینظیرهایی که تا کنون خوندم بی شک همین اثر هستش، روایتی که آدم رو به شکلی مرموز درون خاکستری خودش نگه میداره و بهت اجازه اظهار نظر و انتخاب میده. این اثر برای من بیشتر شبیه منظومهای از واقعیت، احساس و زیبایی و زشتی بود. همه چیز بود و هیچ چیز نبود. انگار اتفاق درون خود آدم میفته. مثل صدایی که در درون میشنوی ولی به محض برون رفت از خودت اون هم محو میشه. چیزی شبیه هیچ.