برای من خیلی جالب بود که دختر بچهای با سن کمی که داره اینقدر دقیق به جزئیات توجه کند و بتواند بیشتر اتفاقات زندگی را بخاطر بسپارد. نکتهی دیگر پدر دیکتاتور و بیمار تارا است که با استفاده از قدرت، افکار پوسیدهی خودش را بر خانوادهاش تحمیل میکند و عجیب آنکه از طرف حکومت مورد بازجویی قرار نمیگیرد گویا این خانواده در صفحهی روزگار وجود ندارند. پسران بزرگتر خانواده عصیان میکنند و از سیطرهی پدر بیمارشان نجات پیدا میکنند. در کل کتابی جذاب بود. با تشکر از مترجم محترم