کتابی پر از واقعیتهای تلخ و ناگوار. اظهار همدردی میکنم با مادری که سالها درگیر این بیماری فرزندش بود و رنج بسیاری را متحمل شد و برای خواهری که بخاطر این بیماری برادر نازنینش سالها رنج روحی را بجان خرید و برای دنیل هم که پسری مهربان و بامزه بود اظهار همدردی میکنم. اما امیدوار شدم که این همه رنج و مشقت روحی و جسمی پس از سالها نتیجه رضایت بخشی داشت و توانست دنیل عزیز را به آغوش جامعه برگرداند و به کمک مادر و خواهر نازنینش و مسئولین مدرسه و انسانهای مهربان و مسئولیت پذیر بصورت یک شهروند عادی زندگی کند. داستان جذابی بود که یک واقعیت تلخ را یدک میکشید. با آرزوی موفقیت برای نویسنده گرامی و خانواده محترمش