این چه حقه و فکریه که گرگه میکنه؟ چه کاریه آخه؟! خب همون اول شنل قرمزی رو میخوردی بعد میرفتی سراغ مادربزرگ. دیگه اینهمه دردسر که نمیخواست. خداوکیلی مونی لیم و سایر نویسندههای قدیمی چه داستانهای غیر واقعیای میساختند و الکی هم معروف شدند نسل به نسل. مثل ۷ بزغاله مامان بزی که همه زنده و درسته از تو شکم گرگ بیرون کشیده شدن یا... همه یجور واقعی تر میتونستن از خشونت داستان کم کنن. خلاصه اینکه فکر نکنم با این سبک قصهها و کشت و کشتار و بیان درندگی گرگها ذهنیت خوبی برای بچهها بسازیم