داستان درخت سیبی در جنگل که پسرکی از خردسالی با درخت دوست شده از شاخ و برگ آن بالا میرود از سیبهای آن میخورد و در سایه آن استراحت میکند. درخت همان طور که از اسم داستان نیز پیداست بسیار بخشنده و مهربان است و خود را تماما در راه پسر فدا میکند. درخت میتونه استعاره از یک مادر و عشقش به فرزندش باشه که تمام عمر و جوانی و جان خودش رو در راه فرزندش میذاره. نشان دهنده انسانهایی که بدون هیچ چشم داشتی خولی میکنند اما خوبی بیش از حد برای افرادی همچون پسر که فردی خودخواه بود و همیشه بفکر خودش بود و هیچ وقت از درخت بابت چیزهایی که در اختیارش گذاشت تشکر نکرد کار اشتباهیه. داستان برای کودکانه و بخش فارسی با صدای یه دختر کوچولو خونده میشه که تو تلفظ حرف (ر) مشکل داره. اینکه بخش فارسی و انگلیسی پشت سر هم خونده میشه از طرفی باعث میشه جذابیت شنیدن داستان از بین بره اما از طرفی باعث میشه تا بهتر بخشهای انگلیسی درک بشه