نگهبان شب حکایت مردمانیست که در شکوه عصر طلایی تمدن به ثمر نشستند و در پیچ و خم هزارهها درخشیدند و در نهایت تسلیم تمدن دگردیسانهی انسان جدید شدند که زخم تمدن او را نابینا و ناشنوا کرده و با شمشیری دو دم تنها به پیش میرود. میشکند. میخشکاند. میکشد. ونامش را دنیای جدید میگذارد. مرثیهای به یادماندنی، باشکوه و تکرارناپذیر.