لطفا بعد از خواندن کتابها سعی کنید تمام تحلیلهای موجود کتاب رو دنبال کنید مخصوصا این کتاب که نویسنده تا اخر داستان در موضع بی طرفانه ایستاده؛ حق را به هیچکس نمیدهد؛ این کتاب به طور کلی یک عصیان بود، عصیان علیه همه چیزی که در این دنیا انسانها ساختهاند؛ باید در مراسم مادرت گریه کنی، مذهب تو به ما ربط دارد، با چه کسی دوست هستی به ما مربوط است، در حالی که راوی داستان ارتباطش را با دنیای بیرون قطع کرده و به همه شخصیتهای داستان موضعای مشترک و عادلانه دارد اما این قطع ارتباط است که او را برای ما بیگانه میکند