به نظر من بهترین بخش این رمان بخش ناصر سوخته، بخش اول آن است و بعد از آن روایت و کشش آن دچار افت محسوسی میشود و در ماجرای منصور عکاس دوباره اوج میگیرد. در انتهای کتاب جایی که محسن مفتاح از خواندن سورهها خسته میشود ما نیز خسته و دچار ملالت زدگی میشویم.