تمام داستان در هالهای از ابهام قرار داشت و بجای اینکه بطور شفاف و واضح فضای قصه توصیف بشه فقط اشاره به موارد مختلف میشد و انگار که خود خواننده باید تصمیم گیری میکرد از موقعیتهای قصه... و در نهایت من نفهمیدم که آیا این خانواده اشرافی خون آشام بودند یا نه و در انتهای قصه وقتی شخصیت اصلی با اون مرد روستایی ملاقات کرد منظور مرد روستایی از دوستش که وارد کاخ خانواده اولالا شده بود پدر خانواده بود یا نه...