ماهنامه ندای قلم - شماره 57 منتشر شد. در مسیر روشنی: کتاب و انجمنی برای آینده، کتابلا نفس آلان بیر شهر، داستان شکلگیری انجمن گسترش کتابخوانی خوی، نحوه شکلگیری اولین کانونها و روند گسترش آنها و... از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
«ندای قلم»، عنوان نشریهای است که با استعانت از درگاه ایزد متعال، در زمینه اجتماعی و فرهنگی فعالیت میکند و اکنون در سراسر کشور به زبانهای فارسی، انگلیسی، آذری و ترکی استانبولی ارائه میشود. رویکردهای اصلی این نشریه در حوزه علوم انسانی، زیر بخشهای فرهنگ، هنر، تاریخ و ادب و در حوزههای اجتماعی، کتاب و کتاب خوانی، مبانی اقتصاد و محیط زیست، تعیین شدهاند. در این میان، تلاش خواهد شد با مطالعه و بررسی نیازهای فرهنگی و اجتماعی جدید جامعه و فعالسازی ظرفیتها و تواناییهای مراکز علمی و پژوهشگران، حوزههای تعاملی آنها با جامعه پوشش داده شود.
در نشریه ندای قلم، انتشار یافتههای علمی در راستای مشارکت در فرآیندهای تصمیمگیری در حوزههای فرهنگ و اجتماع و آثار، حاوی نظریهها، راهکارها و روشهای جدید، از جایگاه ویژهای برخوردار خواهد بود. همچنین فرهنگسازی در زمینههای مختلف فرهنگی و اجتماعی به ویژه تلاش در راستای نهادینه کردن فرهنگ اندیشهورزی و پرسشگری، ارتقای نرخ سرانه مطالعه و احترام به محیط زیست، از اولویتهای این نشریه است.
به مفهومی بهتر این ماهنامه میکوشد تا بعد پژوهشی و تنظیم آکادمیک آنها را مورد توجه قرار دهد تا از خلاقیت و نوآوری لازم برخوردار باشند.
در بخشی از ماهنامه ندای قلم - شماره 57 میخوانیم
روزی گذرم به کوچه میرزا حسنی (خوی) افتاد. کوچهای که معمولا بوی کلهپاچه، سیرابی و کباب از آن به مشام میرسد. تابلویی نظرم را جلب کرد که مزین به نام مبارک «سقراط» بود؛ در میان کبابفروشیها - اما «کتاب فروشی» بود! با سقراط آن معلم فضیلت و اخلاق بی آشنا نبودم، کنجکاو شدم تا وجه تسمیه این نام را بدانم. آرام آرام به ویترین نزدیکتر شدم و در تابلوی بالایی و پیشانی کتاب فروشی واژه «انجمن» بیشتر توجهم را جلب کرد. با احتیاطی مستحب! وارد شدم.
بی درنگ میایستم و تازه های کتاب و نشریات را جستوجو میکنم، آن روز در کتابفروشی سقراط بیش از کتابها دو چیز توجهم را به خود جلب کرد: یکی نام «انجمن گسترش فرهنگ کتابخوانی» و دیگر نام انسانهای خیر مشفق و فداکاری که این انجمن را پایهگذاری کرده بودند. کاری بس سترگ و اثرگذار در اعتلای دانایی و آگاهی؛ که قلم من از ستایش آن ناتوان است. شاید این گفتهی ویکتور هوگو بتواند بیانگر ارزش کار این بزرگواران باشد: «هر کس در مدرسهای را باز کند در زندانی را بسته است.»
امید آنکه در هر محلهای از شهر و روستا و در هر مجموعهای از نهادها، سازمانها، ارگانها، ادارات و... فرهنگ کتابخوانی گسترش یابد. چراکه یکی از شاخصهای تعالی و رشد هر ملتی رشد سرانهی مطالعه آن است و با چنین گامهای ارزشمندی این امید میتواند جامه عمل بپوشد.
بله










