فصلنامه ادبی مجمر - شماره بیست و یکم - زمستان 1403 منتشر شد. «جنگلهای هلند»، «ققنوس»، «دو شعر از مهیا گل کوهی»، «حفرهی مارپیچ»، «خدای بنده نواز»، «چراغ سبز دوست نازنین»، «لبخند ماژیکی»، «اتوبوس شلوغ»، «دریچه»، «عمه خانم»، «پنجره»، «این زنان»، «پرندهی زخمی» و... از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
فصلنامه ادبی مجمر مجلهای ادبی و فرهنگی است که هم مقالات تحلیلی و تحقیقی دربارهی ادبیات ایران و جهان منتشر میکند و هم داستانها و نوشتههای نویسندگان جوان را به چاپ میرساند. به این وسیله، هم به نقد و بررسی آثار شاعران بزرگی چون قیصر امینپور میپردازد و هم با انتشار آثار نویسندگان جوان به آنها کمک میکند تا هنر و اندیشههای خود را در سطح وسیعتری مطرح کنند. هدف این مجله ارتقای فرهنگ و هنر، شناخت بیشتر افکار و اندیشههای شاعران و نویسندگان سرتاسر جهان و پرورش استعدادهای جوان است.
در بخشی از فصلنامه ادبی مجمر - شماره بیست و یکم - زمستان 1403 میخوانیم
به نظر من ارزش و اهمیت نمایش یا تئاتر کودک و نوجوان باید از مدرسه شروع شود. دوران کودکی و نوجوانی و جوانی سرشار از رمز و رازهایی است که اغلب «متخصصان دورهی نوجوانی و جوانی را مرحلهی بحران هویت و گذر از درونگرایی به برونگرایی نامیدهاند» در این دوره است که افراد به منظور کسب تجارب شخصی، احراز هویت و خودکفایی، رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند. بروز این رفتارها موفقیت آنان را در هر گروهی که به آن تعلق دارند معین میکند. «پس برای تقویت و ویژگیهای مثبت و تقلیل ویژگیهای منفی این دوره را باید حائز اهمیت دانست» انسان علاوه بر امیال بدنی، دستهی دیگری از امیال را به میدان میآورد که در ارتباط با انسانهای دیگر قرار میگیرند. این دسته از تمایلات از طریق بودن در میان انسانهای دیگر و توسط آنان برآورده میشوند. تحسین دیگران برای او خوشایند است. او میخواهد مورد توجه دیگران باشد و به خصوص اطرافیانش او را مورد توجه قرار دهند. این دوران، دورانی است که کودکان و نوجوانان همواره میخواهند کارهای خود را هر چند کم اهمیت باشد، به دیگران نشان دهند. اگر نوجوانان نتوانند ارتباط برقرار کنند و خود را نشان دهند، ترس بر آنها مستولی میشود و به تدریج این ترسها به شکل مرضی تبدیل میشوند.
بله











