کتاب آبی بینهایت اثری خواندنی برای دنبالکنندگان شعر معاصر پارسی است. شما دوستداران دنیای ادبیات، در این کتاب با برگزیدهای از غزلیات شقایق راد، شاعر معاصر فارسی همراه خواهید شد. این اشعار کوتاه دربردارندهی موضوعات متنوعی است که بیشتر از احساسات درونی و عواطف شاعرانهی آفرینندهی خود ریشه میگیرند.
دربارهی کتاب آبی بینهایت
شعرخوانی و مرور آثار سرایندگان فارسی، از گذشته تا به امروز همنشین فارسیزبانان بوده و است. شما نیز میتوانید این لذت ویژه را با کتاب آبی بینهایت (مجموعه اشعار) تجربه کنید و از خواندن اشعار دلنشین آن کیف بسیار ببرید. این کتاب حاصل دسترنج سرایندهی توانمند ایرانی شقایق راد است که میتواند همنشین تازهی شما علاقهمندان شعر و ادبیات فارسی باشد.
همهی ما ساعاتی از روز را با خستگی و دلمردگی سر میکنیم. خواندن شعر یکی از راههای گزیر از کسالت روح و رنگورو بخشیدن به اوقات خاکستری روز ماست. در این میان، شعرهای معاصر فارسی جایگاه ویژهای دارند چرا که سرایندهی آنها همنسل و همدورهی ما هستند و زبان و نگاه آنها به جهان و مسائل پیرامون آن، نزدیکی بسیاری با خوانندگان امروزی دارد.
کتاب آبی بینهایت یک گزینهی عالی برای کسانی است که میخواهند دوستی و آشنایی با شعر معاصر فارسی را از سر بگیرد. این کتاب کمحجم را میتوان در وقفهی میان کار، در راه و سوار بر اتوبوس و یا پیش از ساعات خواب و استراحت خواند و به واسطهی آن به جهان شیرین و رنگارنگ ادبیات پا گذاشت.
اشعار کتاب آبی بینهایت، همگی نمایندهای از عواطف ظریف خالق خود هستند و ما را با احساساتی مثل عشق، آسودگی، دلتنگی و رؤیاپردازی همراه میکنند. شما خوانندگان در این دفتر شعر با بیشتر 70 نمونه از آثار برگزیدهی شقایق راد آشنا میشوید که همگی کوتاه هستند و اغلب در قالب غزل سروده شدهاند. همچنین خوب است بدانید که مؤسسه فرهنگی آرمان رشد را به بازار کتاب ارائه کرده است.
کتاب آبی بینهایت برای چه کسانی مناسب است؟
دنبالکنندگان شعر فارسی و بهطور خاص قالب غزل، این دفتر شعر را دوست خواهند داشت.
در بخشی از کتاب آبی بینهایت میخوانیم
به اشتیاق درختی تکیده در دل من
چو شعله گشته نگاهت من آتشی روشن
بِکَن زمین دلم را دوباره چشمه بیار
به عشق، تازه کن این جان و شاخهها مَشِکن
هزار خاطره در ذهن این درخت بهجاست
از اشک و عشق و هزاران نگاه و حرف و سخن
بساز لانهای بر شاخههای خشک دلم
زِ ترک این دل تنها دوباره حرف نزن
پرندهی دل تو، غصه را کجا خواند؟
بدون شانهی این شاخههای عشق کهن
کتاب عشق تو، در قلب من بهجا مانده
و آن نگاه و تپشهای قلب و آب شدن
چنان عمیق شده داغ عشق تو در دل
که بعدِ مرگ بسوزد هنوز هم این تن
بله






















