داود علی بابایی در کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم، ماجرای سفر مک فارلین به تهران تا بازداشت، محاکمه و اعدام مهدی هاشمی را با تکیه بر منابع مختلف، بازگو کرده و به تفصیل شرح میدهد. نویسنده به شکلی جامع و کامل به ماجرای رسوایی ایران – کنترا، حضور مک فارلین در تهران، مذاکرات مخفیانه با آمریکا، بازداشت و محاکمه و اعدام مهدی هاشمی، میپردازد.
دربارهی کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم
داود علی بابایی در کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رویدادهای سیاسی تاریخ بین ایران و آمریکا، یعنی سفر رابرت مک فارلین به تهران، پرداخته است. رابرت مک فارلین که بین سالهای 1983 تا 1985 مشاور امنیت ملی در دورهی رونالد ریگان بود، به منظور انجام مذاکرات محرمانه با ایران در دروان جنگ با عراق به تهران سفر کرد. هدف اصلی این مذاکرات آزادسازی گروگانهای آمریکایی و تلاش برای بهبود روابط میان ایران و آمریکا بود. هرچند که این مأموریت به خوبی پیش نرفت و با شکست مواجه شد و روابط میان این دو کشور نه تنها بهبود نیافت بلکه وخیمتر نیز شد.
داود علی بابایی در ادامهی کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم به پیامدهای سفر رابرت مک فارلین به تهران پرداخته و از واکنشهای داخلی در ایران و تغییرات در سیاستهای خارجی ایران و آمریکا صحبت میکند. نویسنده همچنین برخوردها و تصمیمات ناشی از این سفر را تجزیه و تحلیل کرده و تأثیراتی را که روی سیاست منطقه گذاشته، بررسی میکند. داود علی بابایی طی فصولی تحت عناوین مذاکرات هیئت آمریکایی در تهران، که در چند جلسه صورت گرفت، نفوذ در هیئت حاکمه ایران و تقویت میانهرو، جلوگیری از نفوذ شوروی، نتایج سفر مک فارلین به تهران و... از ابتدا تا انتهای سفر مک فارلین را به ایران جامع و کامل توضیح میدهد تا جایی که به ماجرای مهدی هاشمی میرسد.
یکی دیگر از وقایع مهم در تاریخ بعد از انقلاب اسلامی که نویسنده در کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم به آن پرداخته، بازداشت مهدی هاشمی است. مهدی هاشمی به دلیل فعالیتهای سیاسی و ارتباط با گروههای مختلف و نقشی که در مسائل سیاسی و امنیتی ایران داشت، بازداشت شد. او همچنین پس از بازداشت، محاکمه شد که طی اتهامات گوناگونی صورت گرفت و داود علی بابایی به این مسئله نیز به صورت مبسوط و دقیق پرداخته و روند محاکمه را با تکیه بر منابع موثق و مختلف و تحلیلهای مستند بازگو کرده است. شما علاقهمندان به کتب تاریخی و ماجراهای سیاسی در دوران انقلاب اکنون میتوانید این کتاب را که به یاری انتشارات امید فردا چاپ و منتشر شده است، تهیه کنید.
کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به ماجراهای انقلاب اسلامی و تاریخ سیاسی ایران علاقه دارید، از خواندن این کتاب لذت خواهید برد.
در بخشی از کتاب معماهای سیاسی در ایران دوران انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی - جلد پنجم میخوانیم
متهم عمدۀ اتهامات را منکر شده است و اتهاماتی را که پذیرفته بود توجیه نموده است، مانند قتل چند تنی که به دلیل فساد و قوّادی بوده است، ولی ادعای دادگاه در مورد این که نحوۀ توجیهات غیر موجه و بی مورد بوده است معتبر نیست، زیرا در این مسأله دادستان خود شاکی است و رئیس دادگاه از مقامات بلند پایه وزارت اطلاعات میباشد که یک طرف دعوی قرار دارد و مرجع تشخیص بی مورد و نا موجه بودن توجیهات هیأت منصفه و وکلا هستند. وقتی که دلایل و توجیهات متهم در رد کردن عمدۀ اتهامات را هیچ کس به جز خود شاکی و دادگاه ویژه 155. نشنیده است، چگونه میتوان حکم به ناموجه بودن آن داده و از افکار عمومی انتظار داشت که رأی دادگاه را چشم بسته بپذیرند. چرا متهم اتهامات را منکر شده است؟ آیا بدین روی نبود که اتهامات مطرح شده با دلایل و شواهدی که در کیفر خواست ذکر شده بود، سازگاری نداشتند و از طرفی گزینشهای مغرضانهای از حجم انبوه اقاریر متهم به عمل آمده بود؟ همین انکار نشان میدهد که نمیتوان به آن همه اقاریری که از قول متهم نقل شده اعتماد کرد، چه از چند جلد پرونده قطور فقط سطرهایی از آن اقتباس گردیده، بدون این که خوانندگان جراید از مطالب قبل و بعد از این اقاریر اطلاع داشته باشند. البته با همین روش میتوان از قرآن نیز احکامی متضاد با کل قرآن و احکام اسلامی استنباط کرد؛ آن جا که قرآن میگوید: " لاتَقرَبوا الصَلوه و اَنتم سُکاری... " (در حالت مستی نماز را به جا نیاورید) با اکتفا نمودن به " لاتَقرَبوا الصَلوه " میتوان استنباط کرد که قرآن میگوید: بخورید و بیاشامید، بدون این که حد و معیاری برای آن قرار داده باشد.
سید مهدی هاشمی به زعم آن که جلسه تشکیل شده واقعاً دادگاه است – منکر عمدۀ اتهامات میشود. ولی در همان روز " 19/4/66 " جلسۀ دادگاه تعطیل شده و پس از آن که حدود یک ماه با ضرب و شتم و به اعتراف آقای ری شهری تعزیر 156. و فشارهای روانی، او را آماده میکنند که روشش را تغییر دهد، در تاریخ " 20 و 22 و 24 و 25/5/66 " حدود یک ماه بعد، جلسۀ دادگاه مجدداً تشکیل میشود.
بله





















