بیش از چهار دهه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران میگذرد، اما بهراستی چه عاملی پدران و مادران ما را به طغیان علیه حکومت وقت وا داشت؟ مری هگلند در کتاب روزهای انقلاب میکوشد از زاویهای جدید به پاسخ این سؤال بپردازد. پرسش و پاسخی که اکنون بهترین زمان برای تحلیل و پرداختن به آن است.
دربارهی کتاب روزهای انقلاب
در تابستان سال 1978 هنگامی که مری هگلند راهی سفری حوالی شیراز بود و بنا داشت از روستای کوچکی بهنام علیآباد دیدن کند، هیچ خبر نداشت که قرار است تا چند ماه آینده از نزدیک شاهد یکی از مهمترین انقلابهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاورمیانه باشد. کتاب روزهای انقلاب (Days of Revolution: Political Unrest in an Iranian Village) روایت مری هگلند از آن روزهای پرتنش ایران است و دربرگیرندهی پاسخ تحلیلی او به یک پرسش اساسی: چه چیزی مردم عادی ایران را به سوی انقلاب 1357 رهنمون ساخت و این واقعهی تاریخی چه تأثیری بر زندگی آنها از خود باقی گذاشت؟
بسیاری از پژوهشگران در داخل و خارج از ایران بر این عقیده هستند که ایدئولوژی مذهبی شیعی به انقلاب 1357 دامن زده است، اما هگلند در این کتاب استدلال میکند که انقلاب ایران از خلال دغدغههای عملگرایانهتری رقم خورد است. او معتقد است دغدغهها و چالشهایی از جمله نابرابری فزاینده، فقدان فرصتهای توسعه و اشتغال، فساد دولتی و… بود که مردم عاصی ایران را به شورش علیه حکومت خود وا داشت. اهمیت این مسائل به قدری بود که حتی در دورافتادهترین دهاتها و روستاها، نگرش و تصمیمگیری روستاییان محلی را هدایت میکرد. گرچه چنان که مری هگلند در کتاب روزهای انقلاب ادعا میکند، آنها اغلب پس از پیوستن به قیام توجیهات مذهبی را برای شورش خود اتخاذ کردند. این کتاب با به اشتراک گذاشتن تجربیاتی دستاول از تنشها و درگیریهای انقلاب 57 ایران، در کنار مصاحبههای عمیق و تأملبرانگیز، افق جدیدی را فراروی ما بر این پدیدهی مهم و استراتژیک تاریخی میگستراند.
مری هگلند مشاهدات و پژوهشهای خود را به بازهی تاریخی پیروزی انقلاب محدود نمیکند و سالها بعد در فاصلهی سالهای 2003 و 2008 طی چندین سفر به ایران میکوشد تأثیرات طولانیمدت انقلاب اسلامی را بر جناحهای سیاسی و زندگی فردی و اجتماعی ساکنان ایران بررسی و تحلیل کند. هگلند در سراسر کتاب روزهای انقلاب میکوشد از خلال بررسی ابعاد گوناگون انقلاب اسلامی ایران، بینش روشنی را پیرامون روابط ناگسستنی و تنگاتنگ میان عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در اختیار مخاطب تحلیلگر خود قرار دهد.
انتشارات ترجمان علوم انسانی برگردان فارسی میترا دانشور را از این اثر تهیه و منتشر نموده است.
نکوداشتهای کتاب روزهای انقلاب
-
این روایت مردممحور از انقلاب ایران در سال 1979 در پی آن است که درکی عمیق از چگونگی وقوع انقلاب در ایران، وقایع پیش از آن و موقعیت مردم را در طول این دوران به مخاطبان ارائه دهد. این کتاب بهخوبی نوشته شده است. (اریکا فریدل، انسانشناسی خاورمیانه)
-
روایتی که هگلند در این کتاب به طرز ماهرانهای میبافد، یکی از جذابترین مطالعات فرهنگ ایرانیست که در سالهای اخیر منتشر شده است. اثری گیرا و همچنین آموزنده. آمریکایی بودن در زمان انقلاب ایران مشکلاتی فراتر از چالشهای سکونت در پی داشت و فرصتی را برای مشاهدهی انقلاب از جزء به کل فراهم کرد. ارزش اولیهی مطالعهی هگلند روایت او از انقلاب ایران در خارج از تهران است. او شرح مفصلی از تاریخ اقتصادی و سیاسی محلی در زمینهی فرهنگی ارائه میدهد. (اسلام معاصر)
-
تعداد زیادی کتاب در مورد انقلاب اسلامی وجود دارد، اما هیچ یک به پای آنچه مری هگلند در این کتاب به آن اشاره کرده است، نرسیدهاند. این اثر یک مطالعهی استثنایی از ایران مدرن است که شرح مفصلی را از زندگی روستایی قبل، حین و بعد از انقلاب اسلامی ارائه میدهد. یک کتاب درخشان که سزاوار مطالعهی گسترده است. (جانت آفاری، دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا)
-
کتاب روزهای انقلاب جزئیاتی غنی را دربارهی بخشی از تاریخ ایران ارائه میکند که کمتر در گفتمانهای عامه پیرامون آن صحبت میشود. این کتاب با بینشهای منحصربهفرد، بدون شک برای کسانی که به ایران در دوران معاصر فکر میکنند، جالب خواهد بود. (پردیس مهدوی، کالج پومونا، نویسندهی کتاب قیامهای پرشور: انقلاب جنسی ایران)
-
مری هگلند تنها محقق آمریکایی است که در انقلاب اسلامی 1979 در ایران کار میدانی انجام داده است. او در روزهای انقلاب روایت قومنگارانهی خود را در مورد دگرگونی زندگی روزمره در علی آباد، روستایی در همسایگی شیراز تجربه میکند و سپس آن را به اشتراک میگذارد. (نوید فوزی، مجلهی بینالمللی مطالعات خاورمیانه)
کتاب روزهای انقلاب برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به مطالعات سیاسی علاقهمندید و به دنبال کتابی متفاوت دربارهی انقلاب اسلامی ایران هستید، خواندن کتاب روزهای انقلاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
با مری هگلند بیشتر آشنا شویم
مری الین هگلند (Mary Elaine Hegland) استاد دانشگاه سانتا کلارا در رشتهی انسانشناسی است. او در حوزهی مطالعات خاورمیانه و جنوب آسیا، بهخصوص در کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان، تاجیکستان و افغانستان، پژوهشهای ارزشمند بسیاری را به انجام رسانده است. در حال حاضر، دکتر هگلند در حال انجام تحقیقاتی میدانی و نظری دربارهی سالمندی و سالمندان در ایران است. او همچنین قصد دارد زنان و سلسله مراتب و پویایی جنسیت و خانواده را در ارتباط با سالمندی و سالمندان در تاجیکستان نیز مطالعه کند.
در بخشی از کتاب روزهای انقلاب: چطور زنان یک روستا در ایران انقلابی شدند؟ میخوانیم
کمی بعد از اینکه به علیآباد رسیدم، در طول پاییز 1978، بسیاری از دانشجویان و استادان دانشگاهها در حمایت از جنبش انقلابی بر ضد حکومت محمدرضا شاه پهلوی دست به اعتصاب زدند. چون دانشگاه تهران اساسا تعطیل بود، پسر حیدر امینی، هوشنگ، از تهران به علیآباد برگشت. او برای من کشمکش قدرتی را از تاریخ سیاسی روستا تعریف کرد که خانوادهاش در آن درگیر بودند و نتیجۀ آن تغییر کدخدا (رئیس روستا) بود. این کشمکش شاید آخرین باری بود که یک نزاعِ جناحی خویشاوندمحور باعث تعیین کدخدای جدیدی در علیآباد شده بود.
خیلی وقت پیش، قبل از اصلاحات ارضی، ما بر سر قطعه زمینی کوچک با ساعدیها دعوا داشتیم. آن موقع ملا جمشید [عجمی] کدخدا بود. ساعدیها خویش و قومِ ملاجمشید بودند، چون دختر ملاجمشید همسر حاج علیپناه ساعدی، پسر حاج خداداد ساعدی، بود. ساعدیها فکر میکردند که چون کدخدا طرف آنهاست، میتوانند هر کاری میخواهند بکنند.
یکی از پسرعموهایم، عَم عزیز، دور قطعۀ زمینی که هنوز کاشت نشده بود سنگ چیده بود، تا نشان دهد که این زمین مال اوست. ساعدیها میخواستند این زمین را تصاحب کنند. ادعا کردند که زمین مال آنهاست. یک روز عم عزیز گاوش را به بیرون از روستا برد تا بهش آب بدهد. پسر خداداد ساعدی عزیز را زد و دعوا را شروع کرد. عم عزیز گاوش را آن جا رها کرد و به خانه رفت تا به همه قضیه را بگوید. پدرم، حیدر -رئیس طایفهمان [جناح سیاسی خویشاوندمحور] - به همه گفت که برای دعوا آماده شوند. همه بیرون رفتند. دعوا نزدیک مغازۀ سید رحیم بود.
ما طایفۀ بزرگی داشتیم. ملاجمشید هم گروه بزرگی داشت و آنها به ساعدیها کمک کردند. سنگی به پشت سر عمو رمضون اصابت کرد. پدرم -حیدر- فریاد زد، «او را بیاورید داخل منزل» -همه داد میزدند که عمو کشته شده- «و بعد بیایید و انتقام بگیرید».
دعوا ادامه داشت. پدرم با چماق ضربۀ شدیدی به سر حاج خداداد زد و او افتاد.
بله






















