رامین مهمان پرست در کتاب خاطرات یک سخنگو، به دوران چهارسالهی حضورش در سمت سخنگوی وزارت خارجه میپردازد و مهمترین اتفاقات آن دوران پرتلاطم را شرح میدهد. مهمان پرست پس از مرور کوتاه زندگی خود و مسیری که در این وزارتخانه طی کرده، از زمانی میگوید که این پست را برعهده گرفت، در مورد جلسات و هماهنگیهای آن صحبت میکند و خاطراتش از سفرها و حضورش در رسانهها و حوادث آن زمان را بازگو مینماید.
دربارهی کتاب خاطرات یک سخنگو
در سال 1388، منوچهر متکی برای بار دوم بهعنوان وزیر امور خارجهی جمهوری اسلامی برگزیده شد. متکی در یکی از اولین اقداماتش، یکی از چهرههای قدیمی این دستگاه، یعنی رامین مهمان پرست را برای پست سخنگویی انتخاب کرد. مهمان پرست که پیشتر سفیر ایران در قزاقستان بود، این سمت را پذیرفت و چهار سال در آن جایگاه مشغول به فعالیت بود. چهار سالی که از پرتلاطمترین دورههای کشور بود و از اعتراضات گستردهی داخلی تا انقلابهای کشورهای همسایه تا تحریمهای بینالمللی در آن اتفاق افتاد. مهمان پرست که دیپلماتی سابقهدار محسوب میشد، در این شرایط وظیفهی سختی بر عهده داشت. بعد از برکناری متکی و انتخاب صالحی، مهمان پرست همچنان بر مسندش باقی ماند و حتی با حفظ سمت، ریاست مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای این وزارتخانه را هم بر عهده گرفت. و این نشان میداد که این چهره تا چه حد برای نظام قابلاعتماد و بااهمیت است. در انتهای دولت احمدینژاد، او از سمتش استعفا کرد تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. کتاب خاطرات یک سخنگو، خاطرات او از همین دورهی سخت و پرفشار است. مهمان پرست در این بیوگرافی توضیح میدهد که چطور در دستگاه دیپلماسی حضور داشت و چگونه بخش دیپلماسی عمومی این وزارتخانه را کنترل و مدیریت میکرد. همینطور در مورد ایدههای خود صحبت میکند و مباحثی که پیش آمده را شرح میدهد.
رامین مهمان پرست در سال 1339 به دنیا آمد. کارشناسیاش را در دانشگاه صنعتی شریف گذارند و برای ادامهی تحصیل به کانادا رفت. او از دههی 1360 به وزارت امور خارجه وارد شد. اولین پست مهمی در این وزارتخانه گرفت ریاست امور فرهنگی کشورهای عربی و آفریقایی بود. در ابتدای دههی 1370 نیز به جایگاه معاونت مدیرکلی رسید. مهمان پرست در اواسط همین دهه بهعنوان سفیر یا نماینده به کشورهای آسیایی رفت و چند سالی را در خارج از ایران سپری کرد. تا درنهایت در سال 1388 بهعنوان سخنگوی وزارت متبوعش، بار دیگر به کشور بازگشت. حضور او از همان ابتدا با تنش همراه بود؛ او ابتدا شاهد اعتراضات مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بود که بیشتر از یک سال طول کشید و فضای سیاسی کشور را کاملاً ملتهب کرده بود. بعدتر آمریکا و کشورهای اروپایی هم تصمیم گرفتند جمهوری اسلامی را به سختترین شکل ممکن تحریم کنند. از طرف دیگر یکی از متحدان نزدیک ایران یعنی سوریه هم درگیر اعتراضات و جنگ داخلی شد که میتوانست برای این نظام تهدیدی جدی باشد. طبیعتاً در این شرایط مهمان پرست بهعنوان سخنگو و رئیس دیپلماسی عمومی وزارت خارجه وظایف مهمی بر عهده داشت. او در کتاب خاطرات یک سخنگو به مهمترین وقایع همین برهه میپردازد و هر یک را تشریح میکند؛ برای مثال او دیدگاهها و تجربیاتش از جنگ سوریه، حمله به سفارت انگلستان یا انفجار نیروگاه بوشهر را میگوید. مهمان پرست همینطور در مورد جلسات و هماهنگیهای که در آنها حضور داشته صحبت میکند و خاطراتش از سفرهای مختلفش را بازگو مینماید. او در این کتاب زندگی شخصیاش را هم شرح میدهد و از ارتباطش با رسانهها نیز صحبت به میان میآورد.
کتاب خاطرات یک سخنگو را انتشارات شرکت چاپ و نشر بازرگانی به چاپ رسانده است.
کتاب خاطرات یک سخنگو برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به علاقهمندان به بیوگرافی و همینطور دوستداران موضوعات سیاسی و حوزهی دیپلماسی پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب خاطرات یک سخنگو: تجربههای دیپلماسی عمومی میخوانیم
من شخصاً به این کار اعتقاد داشتم. من و همکارانم در دانشگاههای مختلف حضور پیدا میکردیم. با استادان جلسات جداگانهای داشتیم، در میان دانشجوها حاضر میشدیم و به سؤالاتشان پاسخ میدادیم. حتی اگر آنها با یک حالت هیجانی و احساسی سؤالاتشان را مطرح میکردند یا مطالبهگری آنها کمی تهاجمی بود، ما با صبر و حوصله مطالبشان را میشنیدیم و توضیحات تفصیلی میدادیم. بعد از اینکه دانشجویان احساس میکردند که ما با منطق و استدلال مسائل را توضیح میدهیم، آرامش برقرار میشد و اعتماد بیشتری بین دانشجویان و دستگاه سیاست خارجی به وجود میآمد. ما به این ارتباط و اعتماد نیاز داریم. اگر برای افکار عمومی مردم خودمان اهمیت قائل نباشیم و پاسخ سؤالات آنها را ندهیم، هرچه زمان بگذرد زاویه بین دیدگاه آنها و دیدگاه مسئولین ما بیشتر میشود و این، اصلا درست نیست؛ زیرا هر دو قشر با نیت خوب و با دلسوزی میخواهند تصمیم بگیرند و قدم بردارند، ولی چون دیدگاهها با هم مطرح نمیشود و بینشان فاصله میافتد، هر کسی بر اساس تصورات خودش برداشت میکند و این، میتواند آسیب بزند.
حضور پیدا کردن در جمع دانشگاهیان، دانشجویان و استادان برای وزارت امور خارجه میتواند یک فرصت باشد و ابعادی از وضعیت سیاست خارجی را برای آنها روشن کند که شاید در بین اولویتهای دیگر وزارت خارجه، گاهی از آن غفلت میشود. میبایست برای دانشگاهیان، دانشجویان و استادان، اهمیت رفتار و مواضع وزارت خارجه بهخوبی تبیین شود تا برای آنها مسجل شود که اقدامی که دارد صورت میگیرد دقیقاً در راستای منافع ملی است و آنها در کنار نقدی که دارند، حمایتی هم داشته باشند. درواقع، قشر فرهیخته کشور باید در اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به سایر مردم به طور مؤثر فعال باشد و این مسئله در شرایطی ایجاد میشود که ما وظیفهمان را در ایجاد ارتباط و اطلاعرسانی بهخوبی انجام دهیم.
بله



















