کتاب فرهنگ و تمدن ایران اسلامی نوشته محمدرضا کلان فریبایی، به بررسی تغییرات بنیادین تمدن ایران میپردازد. تغییر حکومت سلطنتی مطلقه به سلطنتی مشروطه و همچنین وقوع دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی در این دوره یکی از مهمترین اتفاقات تمدن ایران بوده است.
درباره کتاب فرهنگ و تمدن ایران اسلامی:
ایران بعد از مشروطه، صاحب مجلس و حکومت قانون شد، مردم حق انتخاب پیدا کردند و در این میان، نواندیشان و روشنفکران، متحول شده و دستکم در این موضوع، همداستان شدند.
استاد کلان فریبایی در کتاب فرهنگ و تمدن ایران اسلامی معتقد است در تمدن ایران، هرگز مجال شکلگیری تشکیلات و سازمانهای صنفی مستقل از حکومت به وجود نیامده است و این پدیده که از آن به نام استبداد شرقی یاد میشود، در عمل مشارکت مردم در سرنوشت جامعه، مدیریت و توسعه آن ناچیز بوده است.
از نگاه نویسنده میبایست منافع ملی، همبستگی اقوام و همزیستی ادیان که از سیاستهای اساسی تمدن ایرانی است، معیار تمدنسازی قرار گیرد و عدم بهکارگیری متخصصان در جای خود توسعه تک بعدی را به وجود آورده است.
نویسنده تاکید دارد این سرزمین در قلب خاورمیانه همچون پلی میان دریای مازندران و دریای عمان بوده که اقوام با آن احراز هویت میشوند، آیینها، خرده فرهنگهای زیبا، هم افق با یکدیگر متحد میگردند، اما اکنون ایران دچار بحران خشکسالی و کمبود شده، زیرا تنها 14 درصد زمینهای ایران قابل کشت، 8 درصد بیابان و 23 درصد کویر شده است و میبایست این سرزمین را از مرگ حتمی نجات داد.
دکتر کلان فریبایی عقلانیت سیاسی را که یکی از پرسابقهترین مباحث تمدنی است و همچنین استفاده از روشهای علمی برای اداره جامعه را ضروری دانسته و تقویت کانونهای تفکر را گرانیگاه تمدن به شمار آورده است. به اعتقاد ایشان کانونهای تفکر تلقیهای روشنی نسبت به ارزشها، منافع و مصالح ملی از یک سو و روندها و شرایط جهانی و منطقهای از سوی دیگر دارند و میتوانند صدای پای آینده را از پس هیاهوی امروز به گوش مردم و دولتمردان برسانند.
کتاب فرهنگ و تمدن ایران اسلامی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
کسانی که به بررسی فرهنگ و تمدن ایران علاقهمند هستند از این کتاب نکات ارزشمندی را دریافت میکنند.
در بخشی از کتاب فرهنگ و تمدن ایران اسلامی میخوانیم:
برای دستیابی به جامعهای مردم سالار در فرایند گذار از سیستمهای خودکامه به دموکراسی، مواردی را نویسندگان پیشنهاد میکنند که از جمله آنها میتوان به آزمون نهادهای مدنی موجود قبل از توسل به این شیوه، توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی جامعه و بررسی دقیق توانایی موجود، استفاده از شیوههای مبارزه مدنی متناسب با هدف فرهنگی و شرایط جامعه، دقت و توجه به اصل پرهیز از خشونت و اتکا به رفتار مدنی و شیوههای مسالمتآمیز درتمام مراحل و... اشاره کرد.
کانونهای تفکر در هر کشور، قلب جامعهی مدنی وگرانیگاه فکری به شمار میآیند. در مقاطع حساس چون انتخابات ریاستجمهوری که گزینش هوشمندانه را میطلبد، باید به عنوان چشم باز مردم در خطوط مقدم عملیات حضور یابند و ضمن گرمابخشی فکری به فضای انتخاباتی و اطلاعرسانی بایسته، مشارکت حداکثری مردم وانتخاب کاندیدای شایسته را تضمین نمایند.
فرض جامعهی مدنی این است که کانونهای تفکر با دردست داشتن جام جادویی جهاننما تلقیهای روشنی نسبت به ارزشها، منافع و مصالح ملی ازیک سو، و روندها و شرایط جهانی و منطقهای ازسوی دیگر دارند، و میتوانند در مقاطعی که جامعه با انتخابهای بزرگ و حساس سر و کاردارد، صدای پای آینده را از پس هیاهوی امروز بشنوند و از هر راه ممکن به گوش مردم و دولتمردان برسانند تا این انتخابها از کیفیت لازم برخوردار شده، و قطعاً معطوف به تضمین آیندهی تمدن باشد.
بله

















من شخصا خیلی از این کتاب آموختم
ممنون از شما