کتاب انحصارگرایی و غولهای فناوری به شما میگوید تا در برابر شرکتهای بزرگ انحصارطلب دیگر چه واکنشی داشته باشید و با استفاده از چه ابزارهایی کسبوکار خودتان را به موفقیت برسانید تا زیر سلطهی سازمانهای دیگر نروید.
دربارهی کتاب انحصارگرایی و غولهای فناوری:
کتاب پیش رو شما را به سوی چشماندازهای تازهای از کسبوکار جدیدتان هدایت خواهد کرد. فصل اول نتایج کسبوکاری و اخلاقی این مسئله که تعداد اندکی از سازمانها سهم نامناسبی از ارزش را در دست دارند و آینده اقتصادی شما را تعیین میکنند، مورد ارزیابی قرار میدهد. این فصل، درباره اینکه با طراحی خودروهای هوشمند و متصلی که با نرمافزارهای غولهای فناوری حرکت میکنند، آینده صنعت ماشینسازی چطور دیده میشود، یک مطالعه موردی ارائه میدهد. در پایان، درباره میزان ضعیف شدن رقابتها در پی ادغام در صنایع گوناگون سخن گفته میشود.
سیاستهای رگولاتوری قرن حاضر، قادر به کنترل این میزان ابرقدرت دیجیتال کنونی نیست. فصل دوم آینده سیاستهای ضدانحصاری را پیشبینی میکند و نتایج اسفبار بالقوه انحصار دادههای فردی را مورد بررسی قرار میدهد. سپس دلایلی مبتنی بر تقویت ابزارهای سنتی برای اجرای اعمال ضدانحصاری، تجزیهوتحلیل فنون غیرعادی جدید و ایدههایی درباره اینکه چرا دخالتهای دولت قادر نیست پیامدهای دلخواه را کسب کند، خواهید خواند.
فصل سوم مهمترین بخش کتاب انحصارگرایی و غولهای فناوری (Monopolies and tech giants) است؛ هماکنون کسبوکار شما برای تداوم خود در کنار غولها باید چه کاری انجام دهد؟ آنها قانونهای استراتژی را دگرگون کردهاند و گزینههای مقابل شما ساده نیست. پاسخ برخی از سازمانها این است که باید بزرگتر، وسیعتر، سریعتر و هرچه بیشتر شبیه انحصارگران فناوری شد. دیگر سازمانها به قصد، کوچک و متمرکز باقی میمانند و تمرکز خودشان را بر روی تعدادی از تواناییها، برندها و خدمات ویژه قرار میدهند. تعداد زیادی از آنان باید برگزینند که در اکوسیستم ابرقدرتها همکاری کنند یا اکوسیستم خود را به وجود آورند. سازمان شما جدا از اینکه دارای چه قدرتی است، باید راهکارهای تازهای را برای نوآوری و بازآفرینی خود با هدف همگامسازی با مگاشرکتهای در حال توسعه بیابد.
زمان آماده کردن سازمان خود برای رویارویی با این چالش، به سوالاتی چون: غولهای فناوری چه تأثیری بر شرکت شما میگذارند، آیا آنها تا به حال شرکت شما را دچار تغییر کردهاند، نقش غولها در شرکت شما طراحی یک شبکه است یا ارائهدهنده یک پلتفرم؟ و پرسشهایی از این دست توجه کنید.
اگر شما و شرکتتان برای این سوالات راهکاری پیدا نکردهاید، با مطالب این کتاب که برای پیشرفت شما لازم است، همراه شوید. پیشرفت در یک فضای کاری که تحت حمایت تعداد کمی از سازمانهای بزرگ است، به پشتکار، شجاعت و ابتکار فراوانی نیازمند است. نسخه آینده سازمانتان، نسخهای است که از شما در مقابل غولهای فناوری مراقبت میکند و رشد (یا شاید حتی به چالشکشیدن آنها با پلتفرمهای خودشان) ممکن است شبیه به آن چیزی که اکنون مشاهده میکنیم، نباشد. از این رو همین حالا آن آینده را بسازید.
کتاب انحصارگرایی و غولهای فناوری برای چه کسانی مناسب است؟
اگر مدیر شرکت یا صاحب کسبوکار اینترنتی هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب انحصارگرایی و غولهای فناوری میخوانیم:
با وجود تصویر کلی که از کاهش رقابت و اثرات سوء آن داریم، تعیین اینکه چطور یا به چه میزان مصرفکنندگان در یک صنعت خاص از تجمیع و تمرکز آسیب میبینند، کار دشواری است. آیا شرکتهایی که رشد میکنند، قهرمان هستند یا ضدقهرمان؟
اقدام فیسبوک در تملک شرکت «تیبیاچ» (اپلیکیشنی که نزد نوجوانان بسیار محبوب است و به آنها اجازه میدهد بهطور ناشناس به پرسشهایی درباره دوستانشان پاسخ دهند) در سال 2017 را در نظر بگیرید. هنگامی که فیسبوک این شرکت را خریداری کرد، صرفاً دو ماه از تولد اپلیکیشن آن میگذشت، اما در همین مدت کم بیش از پنج میلیون کاربر را جذب و بیش از یک میلیارد پیام توسط کاربران در آن ارسال شده بود. تیبیاچ تنها یکی از استارتآپهایی است که فیسبوک از سال 2010 اقدام به خرید آن کرده و بیش از 50 شرکت و استارتآپ دیگر نیز در این فهرست قرار دارند.
از منظر قهرمان، چشمانداز ملحقشدن به فیسبوک (یا گوگل یا اپل) مزیتهای اقتصادی بسیاری به همراه دارد. وعده پرداختی سخاوتمندانه، مشوقی بزرگ برای کارآفرینان نوآور است. در مقیاسی وسیعتر، ظرفیت پلتفرم فیسبوک برای گسترش نوآوری در کل اقتصاد بدان معناست که منافع ناشی از پیشرفتهای فناوری، سریعتر و گستردهتر از آنچه در دست یک استارتآپ است، گسترش مییابد، اما از منظر ضدقهرمان، تملک بیپایان استارتآپهای جوان آیندهدار توسط فیسبوک، عملاً امکان تبدیلشدن آنها به رقبای بالقوه را از بین میبرد. ما هرگز نمیتوانیم بفهمیم اگر فیسبوک، تیبیاچ یا هالیلبز، اوربیترا، اینستاگرام، واتساپ یا اوکولاس ویآر را تملک نمیکرد، آنها چه سرنوشتی پیدا میکردند.
بله


















