کتاب اسکی روی شیروانیها 90 شعر زیبا و احساسی از رسول یونان دربردارد که از بهترین سرودههای این شاعر و نویسندهی برجستهی ایرانی محسوب میشود.
دربارهی کتاب اسکی روی شیروانیها:
سرودههای این مجموعه مضامینی چون عشق، زندگی، مرگ و پرندگان را شامل میشود. قلم رسول یونان ساده و در عین حال سرشار از احساسات زیبا و آرامشبخش است، به طوری که میتوان حال و هوای اشعار او را به خوبی در ذهن خود ترسیم کرد. وی به جهت سبک خاص خود طرفداران بسیاری را به سوی آثارش جذب کرده است.
در میان شاعرانی که کار خود را در دههی شصت و هفتاد به صورت حرفهای و جدی شروع کردند، رسول یونان موقعیت ویژهای دارد و جایگاه خود را در میان شاعران دو دهه گذشتهی ایران تثبیت کرده است. از نقاط قوت قلم او میتوان به این موضوع اشاره کرد که او به جهت رسیدن به شعر نو مدرن، پست مدرن و .... هیچگاه آشفتهگویی نکرده است و همین مورد سبب شده که به عنوان شاعر زمانهی خود، علاقهمندان و طرفداران بسیاری داشته باشد. تجدید چاپ کتابهای رسول یونان نشان دهندهی میزان محبوبیت او در میان علاقهمندان به شعر است. اکثر مضامین سرودههای او دربارهی دغدغههای انسانی و طبیعت هستند.
کتاب اسکی روی شیروانیها مناسب چه کسانی است؟
دوستداران آثار رسول یونان و علاقهمندان به اشعار نو از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
رسول یونان را بیشتر بشناسیم:
او شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانیست که در سال 1348 در روستایی نزدیک دریاچه ارومیه به دنیا آمد. رسول یونان (Rasoul Yunan) اولین مجموعه شعر خود را در سال 76 منتشر کرد و تاکنون چندین مجموعه داستان کوتاه، نمایشنامه و شعر نوشته است.
این نویسنده ایرانی در حوزه فیلمسازی و تئاتر نیز فعالیت داشته و چندین اثر هنری در کارنامه هنریاش به چشم میخورد. همچنین او برای چندین دوره از داوران جایزه ادبی والس بوده است.
آثار رسول یونان تاکنون به چندین زبان و گویش همچون کردی سورانی و کردی کلهری ترجمه شده و مجموعه ترانههایش با نام «یه روزی یه عاشقی بود» به زبان فرانسوی برگردانده شده است.
برخی از مهمترین سرودهها و نوشتههای یونان عبارتند از: «احمق ما مردهایم، راه طولانی بود از عشق حرف زدیم، گندمزار دور، یک بعد از ظهر ابدی، دیر کردی ما شام خوردیم، رودی که از تابلوهای نقاشی میگذشت، کنسرت در جهنم و...»
در بخشی از کتاب اسکی روی شیروانیها میخوانیم:
ماه در چهرهات زخمیست
برف در چهرهات
خونآلود.
باز ترسیدهای و
رنگت پریده است
تو در گورستان چه میکنی؟!
هی «جانی دپ» غمگین!
با مُردهها درگیر نشو
زندگی از یادت میرود!
بله





















