جوانا فابر و جولی کینگ در کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند، به شرح نکات و مفاهیم طلایی پرداختهاند که توجه بدانها باعث میشود تا در شرایط گوناگون با فرزندانتان، رفتاری دوستانه و صحیح داشته باشید و تشویق کردن و درک احساسات کودکانهشان را جایگزین تنبیه و پرخاشگری کنید. مطالعهی این اثر پرفروش بیاغراق برای والدین و مراقبان کودک ضروری است.
دربارهی کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند:
کتاب حاضر چالشها و مشکلاتی را که والدین و افرادی دیگر با کودکان دارند، مورد بررسی قرار داده و راهکارهایی علمی و کاربردی برای رفع آنها نیز ارائه میدهد؛ چالشهایی از قبیل کودکی که دندانهایش را مسواک نمیزند، غذایش را به موقع نمیخورد، روی صندلی ماشین جیغ میزند، در خیابان و سوپرمارکت داد و بیداد راه میاندازد، کتابها را از قفسه کتابخانه به بیرون میریزد و کارهای زیاد دیگری که گاهی خسته و درماندهتان میکنند. لازم به ذکر است که در یکی از فصول کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند (How To Talk So Little Kids Will Listen) به احتیاجات و درخواستهای کودکان اوتیسم و مبتلا به پردازش حسی نیز پرداخته شده است.
همچنین این کتاب راهنمایی ضروری برای والدین و مراقبان کودک است که به آنها یاد میدهد با کودکان دو ساله بازیگوش، سه ساله پرخاشگر، چهار ساله نامهربان، پنج ساله بیپروا، شش ساله خودخواه و هفت ساله خود، رفتاری مسالمتآمیز و صحیح داشته باشند. علاوهبراین به خردسالان و کودکان نیز این فرصت را میبخشد تا همواره متکی به خود باشند و با والدین، معلمان، مراقبان، خواهر و برادر و همسالان خود نیز همکاری کنند و ارتباطی درست داشته باشند.
هدف اصلی کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند، این است که زبان کودکان را یاد بگیریم و شیوههای نادرست گذشته را فراموش کنیم تا بتوانیم ارتباطی دوستانه با آنها داشته باشیم. با به کارگیری راهکارهای این کتاب میتوانید شیوههای تعامل با دیگران را به فرزندانتان آموزش دهید تا آنها بتوانند تا آخر عمر با دوستان، همکاران، والدین، همسران و حتی فرزندان خود نیز ارتباطی اصولی و به دور از اختلاف داشته باشند.
نکوداشتهای کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند:
- هرگز برای اینکه خواستهها و احساسات کودکان را بپذیریم و آنها را درک کنیم دیر نیست! فابر و کینگ همانند دوستانی دانا به شما در این زمینه نیز کمک میکنند؛ در واقع آنها به همان اندازه که با فرزندان همدلی میکنند، با والدین نیز ارتباط برقرار میکنند و راهحلی برای مشکلات میان والدین و فرزند نیز ارائه میدهند. (لارنس جی. کوهن)
- این کتاب بسیار مفید و کاربردی است. هر پدر و مادری باید کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند را مطالعه کنند و مهارتها آن را به کار بگیرند. (جان گاتمن)
- کتابی ضروری برای والدین و هر فردی که با کودک سروکار دارد! (Work and Family Life)
کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب برای والدین و افرادی که با کودکان 2 تا 7 ساله سروکار دارند و میخواهند فرزندان بهتری تربیت کنند، نیز مناسب است.
با نویسندگان کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند بیشتر آشنا شویم:
جوانا فابر (Joanna Faber) متخصص در زمینهی فرزندپروری است که به وسیله تجربیات خود به عنوان یک مادر و مدرس، کارگاهها و سخنرانیهای آموزشی زیادی برگزار کرده و یکی از کتابهای تأثیرگذار وی با عنوان «چگونه صحبت کنیم تا بچهها بتوانند یاد بگیرند» برنده جایزه شده است.
جولی کینگ (Julie King) از سال 1995 تا به الان مشغول آموزش به والدین بوده است و علاوه بر مشاوره با پدر و مادر و زوجها، کارگاههای زیادی در مدرسه، انجمنهای غیرانتفاعی و ... نیز برگزار میکند.
در بخشی از کتاب چگونه با خردسالان صحبت کنیم تا گوش دهند میخوانیم:
حرف زدن درباره احساسات دیگر کافی است. خیلی دوستداشتنی است که بدانیم اعتماد به نفس و شناخت از خود را در فرزندانمان تقویت کردهایم، ولی آیا همه این کارها دست آخر ما را به مقصود میرساند؟ نه به طور کامل. ما باید از فرزندانمان بخواهیم که کارهایی را انجام دهند به حمام برود، داندانهایش را مسواک بزند، آرام بنشیند تا بتوانیم کفشش را پایش کنیم. روی صندلی ماشین بنشیند... همه این کارها را باید همین... حالا انجام دهد، وگرنه خیلی دیر میشود. چون باید بگوییم: «برو به تختخوابت لطفاً!»
گاهی اوقات هم مطلب بااهمیت این است که کارهایی را انجام ندهند. خواهرش را کتک نزند؛ از ریخت و پاش غذا خودداری کند، کفشهایش را که همین الان پایش کردهاید، در نیاورد؛ چنگال را در پریز برق فرو نکند؛ آبنبات چوبی را که زمین افتاده است نخورد؛ حیوانآزاری نکند، از یخچال بالا نرود آنها قفسهاند نه پله. یادآوریهای بیپایان، نق زدنهای بیشمار، گول زدنهای زیاد، خواهش کردنهای فراوان. اینها واقعیتهای پدر و مادری کردن و تربیت فرزند است.
کارهایی را که فرزندانمان باید انجام دهند، به آنها میگوییم. از سر صبح تا آخر شب. اینها هم واقعیت بچه بودن است. و اینکه آنها هم باید به حرفهای ما گوش کنند، چون ما سرپرست آنها هستیم و سعی و کوشش خود را به کار میبندیم تا آنچه برایشان مناسب است انجام دهیم و آنها را از خطر به قتل رساندن یکدیگر و یا دستکم از داشتن دندانهای پوسیدهی متعفن، بدغذایی و فرسودگی محافظت کنیم.
مشکل اینجاست که کسی دوست ندارد به او امر و نهی کنند. یکی از والدین در گروه این مسئله را به صورت مختصر اینگونه بیان کرد: «اگر بخواهم کاری را انجام دهم، به مجرد اینکه شخص دیگری به من بگوید این کار را بکن، دیگر تمایل به انجام دادن آن نخواهم داشت.»
چند روز پیش وقتی متوجه تعدادی کتاب در کتابخانه محلی شدم که یادداشتی هم به پشت آنها چسبانده بودند، این پدیدهی مقاومتناپذیر را که نمیتوان تحمل کرد، تجربه کردم. روی یادداشت نوشته شده بود: «به این کتابها دست نزنید.» حدس زدم این کار حتماً باید دلیلی منطقی داشته باشد. بدون تردید هنوز کتابها وارد سیستم کتابخانه نشده بودند. با وجود این، وسوسه دست بردار نبود. به طرف آنها رفتم، انگشتم را به طرفشان بردم و کتابها را لمس کردم. جرقهای شبیه به شادی کودکانه وجودم را در بر گرفت. «هاهاها، خیلی باحال بود!»
بله




















