کتاب چشم پزشکی در دوره اسلامی نوشتهی الهه قاسمی و علی نوری، علاوه بر معرفی 24 طبیب چشم پزشک مشهور در تاریخ ایران، کتابها و مطالب نوشته شده در این زمینه را مورد بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب چشم پزشکی در دوره اسلامی:
چشم یکی از حساسترین عضوهای بدن است. در طول تاریخ همیشه عوامل آسیبرسان زیادی برای چشم وجود داشته که موجب از بین رفتن بینایی افراد شده است. در همین زمان دانشمندان و پزشکان زیادی برای بازگرداندن بینایی افراد تلاش میکردند و مدام به دنبال راهی علمی بودهاند؛ پزشکان مشهور ایرانی که آوازه آنها از مرزها گذشت و جهانی شد.
گاهی خود نابینایان هم مسئولیت درمانهای جدید را قبول میکردند و در پیشرفت تحقیقات مربوط به درمان نابینایی همکاری میکردند؛ حتی بعضی از آنان به مقام پزشکی رسیدند و یا کتابهایی را در این زمینه نوشتند.
شناخت میراث کهن ایرانیان و مسلمانان در علم چشم پزشکی بسیار حائر اهمیت است و منجر به پیشرفتهای بیشتری در این زمینه خواهد شد. تلاش برای پیدا کردن راه درمان این بیماری نشان میدهد که هدف اصلی اسلام و نیز فرهنگ ایرانی از بین بردن مشکل نابینایی در جامعه انسانی است. برخلاف بعضی از اروپاییان که به نابودی و از بین بردن معلولان به ویژه نابینایان فکر میکنند، ایرانیان برای درمان و زنده ماندن این قشر تلاش مینمایند.
در کشور ایران، علم طب بسیار باسابقه و کهن بوده است. به همین دلیل کتاب چشمپزشکی در دوره اسلامی (Ophthalmology in the Islamic period) یکی از مهمترین رشتههای طب به نام چشمپزشکی را مورد بررسی قرار میدهد. اطلاعات عرضه شده در این کتاب مستند به دو مقاله از دانشنامه جهان اسلام، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و چند منبع مرجع دیگر جمعآوری شده است.
در بخشی از کتاب چشم پزشکی در دوره اسلامی میخوانیم:
پپش از تأسیس امپراطوری بزرگ اسلامی، هر یک از مناطق اسلامی از نظر دانش پزشکی، وضعیت خاص داشت. برخی بیماریها در بعضی مناطق گستردهتر و بیشتر و در جاهایی کمتر بود. مثل عفونتها و بیماریهای چشمی در مصر و شام افزونتر بود. تحقیقات سیدحسین نصر بیماریهای چشم را در مصر بیشتر نشان میدهد.
سنت پزشکی، که اساس آن تألیفات ابن سینا و رازی و استادان دیگر متقدم بود، در مصر، شام، مغرب، اندلس، ایران و دیگر سرزمینهای شرقی اسلام، شکوفایی آن را نشان میدهد. در مصر، که پیوسته بیماریهای چشم فراوان بود، چشمپزشکی گسترش خاص یافت، و تأثیر آن به مغرب زمین نیز رسید. کحالان مصری پیش از اسلام شهرت فراوان داشتند. در دوره اسلام نیز این شاخه از طب در مصر مورد توجه تمام بود. نخستین رساله مهم درباره چشم کتاب تذکرة الکحالین تألیف علی بن عیسی (به لاتینی، Jesu Haly) بغدادی است که در قرن چهارم قمری / دهم میلادی تألیف شد. کمی پس از آن ابوالقاسم عمار بن علی الموصلی (به لاتینی، Canamusali)، پزشک الحاکم، خلیفه فاطمی مصر، کتاب المنتخب فی علاج العین را تألیف کرد.
این کتابها در زمینه خود، تا زمانی که کتاب دیوپتریک کپلر در مغرب زمین انتشار یافت، اعتبار خود را در اروپا محفوظ داشتند، و حتی تا قرن هجدهم که تحقیق در این شاخه از طب در فرانسه تجدید حیات کرد، مورد مراجعه بودند. دربار الحاکم پشتیبان فعالیتهای کسانی مانند ابن هیثم بود. او بزرگترین نورشناس مسلمان بود. تحقیقاتی در ساختمان و بیماریهای چشم، بویژه درباره عمل رؤیت داشت.
بله



















