



کتاب شاید اگر عشقی بود
برای شنیدن کتاب شاید اگر عشقی بود و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب شاید اگر عشقی بود
کتاب شاید اگر عشقی بود داستانی جذاب از عشق، خیانت و طمع را روایت میکند! نسرین سرومیلی به ماجرای مرد میانسالی به نام جهانگیر میپردازد که به قتل رسیده است و چند نفر از نظر پلیس مظنون پرونده هستند؛ چرا که جهانگیر در گذشته به هر کدام از آنها آسیبهایی رسانده است.
نسرین سرومیلی با قلم جذاب و خواندنی خود به سراغ ماجرایی جنایی رفته است و به احساسات و عواطف انسانی در بستری جنایی میپردازد.
مطالعهی کتاب شاید اگر عشقی بود به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به داستانهای عاشقانه و جنایی علاقه دارید، این رمان را از دست ندهید و حتماً مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب شاید اگر عشقی بود میخوانیم:
یک ماه از قتل جهان گذشت. مینا آرام و غمزده گوشه مبل خونهاش کز کرده بود. خونهای که سرد شده بود و بوی غم از در و دیوارش میبارید. پلیس هنوز موفق نشده بود قاتل رو شناسایی کنه. البته آتنا رو که از کارمندهای جهان و این اواخر معشوقهاش بود رو دستگیر کردند، اما دختره با اینکه سهیلا شهادت داده بود که موقع خروج از خونه دیدتش اما زیر بار قتل نمیرفت. قبول داشت که به خونه جهان رفته اما قتل او رو کاملاً انکار میکرد. چشمان مینا با به یاد آوردن اینکه جهان در حال خیانت به او بوده است پر از اشک شد.
مینا بیست و دو سال پیش رو به یاد آورد، با اینکه فقط 23 سال سن داشت اما یه بار ازدواج کرده بود و به خاطر نازایی جدا شده بود و حالا یک زن مطلقه به حساب میآمد. دلشکسته و غمگین بود و مدام به اینکه هیچوقت هیچ بچهای نخواهد داشت فکر میکرد و غصه میخورد. کم کم داشت دچار بیماری روحی و افسردگی میشد که به پیشنهاد دوستی مشغول به کار شد. مینا در کارخانه مواد غذایی پدرش شاغل شد و به حساب و کتابها و گرفتن سفارشات سرگرم شد و آرام آرام به زندگی عادی برگشت. او دختر زیبایی نبود اما مهربان و دلنشین بود و همه کارمندان برایش ارزش و احترام ویژهای قائل بودند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شاید اگر عشقی بود |
| نویسنده | نسرین سرومیلی |
| ناشر چاپی | انتشارات آوای آرامش |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 205 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-688180-7 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۵,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی ایرانی کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب شاید اگر عشقی بود
بهتره خودتون بخونید ولی این را هم در نظر داشته باشید داستانها همیشه نمایی از واقعیتهاست و میشه ازشون درس گرفت. در مورد این داستان نمیگم به همه بدبین باشیم ولی برای راحت بودن در زندگی درست نیست همه اختیارات و مسئولیتها
بدی مینا این بود که از چیزی که ندیده بود یه بت ساخته بود و همین باعث این اتفاقات شد و این که خیانت جهان و به روی خودش نیاره فقط به خاطر اینکه روشون به روی هم باز نشه
ادمهایی مثل جهان کم نیستن و همه جا یافت میشن همه جا
ولی داستان طوری پیش میرفت که در طول داستان آدم به همه شخصیتها شک میکرد و چرا همه دروغ میگن و پنهان کاری میکنن باعث میشد ذهن آدم درگیر آدمهای دیگه بشه، ولی انگار همه مقصر بودند از تا
به نوشتهی گرامی خسته نباشی و احسنت باید گفت
وقتی واژهی خیانت میاد وسط وسعت دید فقط به صورت مرد به زن یا بلعکس باز هست
اما این کتاب خیانت دختر به مادر، رفیق به رفیق، خانواده به یک نفر، شوهر خواهر به برادر زن و..... رو روایت کرده بود در داستان
افرادی که ژانر درام و جنایی رو دوست دارن پیشنهادمیکنم از دست ندید
واقعا اونجاش که سهیلا میگه وقتی کشتمش تازه فهمیدم هیچ حسی بهش نداشتم، منو بفکر فرو برد و بهش حق دادم. اون هرروز لحظه ب لحظه داشته میمرده، اما جهان بدون هیچ عذاب وجدان و فکری به سهیلا، راحت زندگیشو میکرده و تازه نفر چهارمم تو زندگیش وا کرده. یه مرد گستاخ هوسران، واقعا حقش فقط مرگه
شاید نویسنده میخواست خیلی جاها حواسو پرت کنه که مثلا یگانه غیبش زده یا شیوا دیر به مجلس امده یا نادر که گفت موقع خیانت دیدمش یا خیلی چیزا
ولی معلوم بود اخرش سهیلاس میشد کاملا حدس زد
داستان خیلی خوبی نبود اما بدم نبود
برای رفع حوصله سر رفتگی خوب بود
بله



















توی واقعیت هم زیاده این مدل دخترهای بی گناه که تا اخر عمر بخاطر اشتباهات پدر و مادرشون و یا اطرافیان اونها عذاب میکشن...
البته فقط یگانه بی گناه نبود! همه شخصیتهای داستان یجورایی هم بی گناه بودن و هم مقصر!
و به نظرم نویسنده با هنرش بیشتر اینها رو در رمان جمع کرده بود و پیشنهاد میکنم بخونید و ازش درس بگیرید و هیچوقت همچنین کارایی رو نکنید...
و هنر دیگه نویسنده اینجاست که در کنار مفهومی بودن و مفید بودن، داستان رو هیجان انگیز خلق کرده که تا اخرین لحظه معلوم نباشه کی قاتله و خواننده به همه افراد شک کنه... و اینقدر جذاب و هیجان انگیز بود که من در چند ساعت یه شبه کلش رو خوندم و نتونستم صبر کنم:))))