جلد کتاب کتاب مینی مال‌های عامریپشت جلد کتاب کتاب مینی مال‌های عامری
۱۰۰۰۰ ۵,۰۰۰ تومان ۵۰%
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب مینی مال‌های عامریپشت جلد کتاب کتاب مینی مال‌های عامری

کتاب مینی مال‌های عامری

کتاب الکترونیک
97 صفحه
EPUB
انتشارات پندار قلم

برای شنیدن کتاب مینی مال‌های عامری و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مینی مال‌های عامری

کتاب مینی مال‌های عامری شامل داستان‌هایی کوتاه از روزمرگی زهرا عامری است که در قالب روایت‌های کوتاه و جذاب به رشته‌ی تحریر در آمده است.

در بخشی از کتاب مینی مال‌های عامری می‌خوانیم:

من مطمئن هستم رضا با روح بلندی که داره دیگر منتظر ازدواج با من نیست. اما من دوستش دارم، ولی به قول مادر من که طاقت دیدن یک زخم کوچیک رو ندارم چطور می‌تونم یک عمر با مردی که یک دست ندارد و از هر دو چشم نابیناست زندگی کنم؟ کاش هرگز جنگ وجود نداشت، کاش هیچ محبوبی مجروح نمی‌شد. کاش سلامتی انسان همیشگی بود.

انگشتم رفت لای در ماشین. دردم گرفت. خیلی زخم نشد. بابا دستمال کاغذی داد دستم. اتومبیل را روشن کرد، رضا گفت: دایی جان یک لحظه جلوی داروخانه نگه دارید.

بابا گفت: هی پدر عاشقی بسوزه.

رضا سرش را پایین انداخت. پیاده شد و به سمت درمانگاه حضرت ابوالفضل (ع) که داروخانه داشت دوید.

من به بیمارستان رفتم، مادر هنوز بود. به من زل زد، به طرفم آمد و چیزی گفت که من متوجه نشدم. رضا را روی تخت دیدم. لب‌های خوش فرمش مثل گچ سفید بود. چشم هایش بانداژ بود. ملحفه رویش کشیده بودند. انگار تمام عالم روی دلم سنگینی می‌کرد. دست‌هایم می‌لرزید و اشک در چشمانم خشکید. انگار همه چیز حتی اشیا من را نگاه می‌کردند. دلم می‌خواست از زیر سنگینی نگاه‌هایشان رها شویم. ((من و رضا))

عمه اشک ریخت.

رضا انگشتم را بانداژ کرد. اشک در چشم‌های سبزش حلقه زد.

پرستار داخل شد، باند‌ها را از روی چشم هایش باز کرد. خواستم نگاهم را بدزدم. اما نمی‌دانم چرا این کار را نکردم. از سبزی چشمانش نشانی نبود. تیر عراقی‌ها حدقه‌اش را ترکانده بود.

می‌خواست به مدرسه برود. بادبادکم به شاخه گل سرخ گیر کرده و ترکیده بود. گریه می‌کردم. رضا تمام پول تو جیبی‌اش را داد و یک بادکنک بزرگ برایم خرید. چشمش گود افتاده بود، پلک هایش در گودی چشم به هم چسبیده بودند.

فهرست مطالب کتاب

سهراب
نویسنده بیچاره
باران
قطار زندگی
گلابی
دانه‌های تسبیح
پشمک فروش
فرجام
آن نگین سبز
آخرین قطره خون
دستان فرشته
نیزه
اندوه
گل چهره
یک تار
درویش
عقد کنان
همسر جدید
عاشق

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب مینی مال‌های عامری
نویسندهزهرا عامری
ناشر چاپیانتشارات پندار قلم
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات97
زبانفارسی
شابک978-600-9903-39-9
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰۰۰۰ ۵,۰۰۰ تومان ۵۰%

موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب مینی مال‌های عامری بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات پندار قلم در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مینی مال‌های عامری

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟