کتاب موعود فطرت: پژوهشی در فطری بودن انتظار به قلم عباسعلی پرچی زاده سعی دارد تا به شما اثبات کند، اندیشه مهدویت و انتظار آمدن یک نجات دهنده، قبل از آنکه به عوامل بیرونی مربوط باشد، موضوعی فطری و طبیعی بوده که با سرشت انسان سر و کار دارد.
فرضیه انتظار و تفکرات مهدویت تنها فرهنگ اصیلیست که با فطرت انسانی سازگار بوده و انسان به دلیل نوعیت خاص خود، هرچند فینفسه، شخصیتی مشخص با مقصدی معین دارد. این ویژگی به ذات خدایی او مربوط است و خود حقیقی انسان را، آن ذات تعیین میکند. پس مسخ شدن و نشدن انسان را با معیارهای فطری و نوعی انسان میتوان مقایسه کرد؛ نه با معیارهای تاریخی...
سازگاری نظریهی «انتظار» و اندیشهی «مهدویت» را به عنوان یک فرهنگ با فطرت انسانیِ انسان، میتوان در این حقیقت یافت که شاهدیم همهی افراد، فطرتاً، طالب وضع مطلوب، یعنی پیروزی حق بر باطل، خیر بر شر، عدل بر ظلم، فضائل بر رذائل، عقل بر جهل و نیکی بر بدی هستند تا آن جا که حتی انسانهایی که در مقام عمل، خود ظالم هستند، به حَسب فطرت انسانی، از مشاهدهی ظلم و ستم دیگران به خشم میآیند و گاهی حتی تاب تحمل مشاهدهی ضرب و جرح یک انسان ناتوان یا یک کودک، توسط فردی بالغ را ندارند.
شاید درست به همین دلیل است که شاهدیم حتی جنایتکاران و ظالمان و جلادان تاریخ نیز برای پوشش و توجیه اعمال جنایتکارانه و ضد انسانیشان و همچنین فرار از عتاب افکار عمومی، تلاش میکنند تا مقاصد شیطانی و نقشههای پلید ضد انسانی خود را پشت واژههای مقدس، که مطلوب فطرت انسانی انسانهاست، مثل آزادی، عدالت، امنیّت، صلح، دوستی و حقوق بشر و مانند آن، مخفی نمایند و سپس با فریب افکار عمومی جهانیان، به مرحلهی اجرا بگذارند.
در بخشی از کتاب موعود فطرت: پژوهشی در فطری بودن انتظار میخوانیم:
بر اساس تحقیقات و بررسیهای صورت گرفته، اعتقاد به ظهور یک منجی در میان چینیها، مصریان و سایر ملل، تمدنها و نحلههای فکری رایج بوده است. در میان قبایل سرخپوست آمریکایی این عقیده رایج است که روزی «گرد» سرخپوستان، ظهور خواهد کرد و آنها را به بهشت زمین رهنمون خواهد ساخت.
ایرانیان باستان معقتد بودند: گرزاسپه، قهرمان تاریخی آنان، زنده است و در «کابل» خوابیده و صد هزار فرشته او را پاسبانی میکنند تا روزی که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح کند.
چینیها باور داشتند که کرشنا ظهور کرده، جهان را نجات میدهد. گروهی از مصریان (حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگی میکردند) معقتد بودند: سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلّط میشود، اختلاف طبقاتی را از بین میبرد و مردم را به آرامش و آسایش میرساند.
گروهی دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستادۀ خدا در آخرالزمان، در کنار خانۀ خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر میکند.
ملل و اقوام مختلف «هند»، در انتظار مصلحی هستند که ظهور کرده، حکومت واحد جهانی تشکیل خواهد داد.
برهمائیان از دیر زمان بر این عقیده بودند که در آخرالزمان، ویشنو ظهور میکند و بر اسب سفیدی سوار میشود. شمشیر آتشین در دست گرفته و مخالفان را خواهد کشت و تمام دنیا برهمن گردیده و به این سعادت میرسد. اعتقاد به منجی هستی در میان بومیان «مکزیک» نیز وجود داشته است
بله

















