کتاب رخشنده مجموعهای از دلنوشتههای کوتاه با درونمایهی عاشقانه است که احساسات محمدرضا طارمی را با بیانی دلنشین به تصویر میکشد.
در بخشی از کتاب رخشنده میخوانیم:
چشمانم را نمیبندم مبادا خط نگاهم را از تو بردارم
در دوردستهایی و من خیره به توأم همچنان که ابرها سایه میافکنند بر وجود تو
چشمانم را نمیبندم مبادا خط نگاهم را از تو بردارم
برای دیدن تو هر لحظه و هر زمان و ثانیه پلکهایم را برداشتهام
اما هنوز پلک دلم میپرد، خوب میدانم نشانهای است
مهمانی در راه است
کاش مهمان قلب من شوی!
مهمان قلب بشریت
چشمانم را نمیبندم مبادا خط نگاهم را از تو بردارم
خوابآلودم و در رویاهایم تو را میبینم
و به آغوش میکشمت و تو را میبویم
پرواز را تو به من آموختی، عشق را، قوانینش را
چشمانم را نمیبندم مبادا خط نگاهم را از تو بردارم
بله

















