کتاب درآمدی بر آینده اندیشی قرآنی نوشتهی مهدی احمدیان و محمدمهدی ذوالفقارزاده به تدوین چارچوب شناختی-هنجاری آیندهاندیشی بر پایهی معارف و مفاهیم قرآنی میپردازد.
تصمیمگیری همواره آیندهگرا است. آن فرد یا سازمانی که بینش جامعتر و نافذتری نسبت به آینده داشته باشد، تصمیم استوارتری خواهد داشت. آیندهپژوهی به عنوان یک رشته فعالیت علمی، برای بهبود تصمیمها و آسانتر شدن دستیابی به آرمانها بنیان نهاده شده است. امروزه پژوهشهای موفق آیندهپژوهی در کشور ما کمشمار نیستند. جایگاه دانشگاهی و نقش کاربردی رشتهی آیندهپژوهی به بلوغی رسیده است که بتواند پاسخگوی نیازهای عملی تصمیمسازی راهبردی کشور باشد. اما این رشته نیز همچون بسیاری رشتههای دیگر علوم انسانی، چارچوب ذهنی خود را از اندیشههای انسانمحور و غیر توحیدی برگرفته است. میتوان برای دورنگه داشتن روشها و تکنیکهای آیندهپژوهی از مبانی اعتقادیِ ناسازگار با بینش توحیدی تلاش کرد؛ اما جاذبه نظری و نیاز دانشگاهی، ناگزیر سبب ترویج اندیشههای سکولار و الحادی در جامعهی آیندهپژوهی و به تبع آن در امت اسلامی میشود.
آیندهپژوهی رایج در مقام اجرا، ایدهها و الگوهای خوبی برای مدیران و تصمیمسازان به ارمغان آورده است؛ اما در مبانی فکری و فلسفی، دچار کمبودهایی جدی است. جدا از چالشها و اختلافهای نظری میان آیندهپژوهان سکولار یا ملحد، چالش نظری مهم این رشته برای مسلمانان این است که مبانی فکری منسوب به آن، در سایهروشنهای ذهن دینگریز شماری از اندیشمندان تمدن غربی پرورش یافته است. باید پذیرفت که بهرهگیری از روشها و الگوهای اجرایی آیندهپژوهی رایج، نیازمند باور به این اندیشههای سکولار نیست اما تأثیرپذیری ناخودآگاه آنها بر جامعه علمی نیز غیر قابِل انکار است.
کتاب درآمدی بر آیندهاندیشی قرآنی مستخرج از رسالهی دکتری با عنوان «تدوین چارچوب شناختی-هنجاری آیندهاندیشی بر پایه معارف و مفاهیم قرآنی» است. در رسالهی یاد شده، چند موضوع کلیدی مورد بحث قرار گرفته بود که دو موضوع مهم آن برای انتشار در این کتاب برگزیده شد: نقد و بررسی پیشفرضهای آیندهپژوهی رایج (عرفی) و تدوین چارچوب شناختی-هنجاری آیندهاندیشی قرآنی (توحیدی).
کتاب حاضر نیز چنین اهدافی را دنبال میکند؛ بنابراین مطالعهی آن برای آیندهپژوهان و علاقهمندان به این حوزه بسیار مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب درآمدی بر آیندهاندیشی قرآنی میخوانیم:
یکی از دامهایی که ممکن است پژوهشگر آیندهپژوهی اسلامی در آن گرفتار شود، التقاط در اسلامیسازی دانش غربی است. با توجه به سوابق ناموفق پژوهشگران مسلمان در اسلامیسازی علوم و به ویژه علوم انسانی، نگاه منفی به اسلامیسازی علوم در جامعه علمی کشور نهادینه شده و دستاورد پژوهشهای مربوطه معمولاً به عنوان تلاشی مذبوحانه برای چسباندن اسلام به علم شناخته میشود. بنابراین تولید دانش اگر به بهترین شکل هم انجام شود، ممکن است در نگاه نخست فقط بازی با واژگان پنداشته شود. همراهی نکردن جامعه علمی با فرایند و دستاورد پژوهشهای اسلامیسازی، از قدرت اثرگذاری آنها میکاهد.
امت اسلامی به دانشی مبتنی بر جهانبینی و آموزههای اسلام نیاز دارد که مسیرش را در جهت دستیابی به تمدن اسلامی هموار کند. این دانش باید با اتکا به منابع اصیل اسلامی تولید شود؛ و اسلامیسازی دانش سکولار، با حفظ ریشهها و مبانی غیر توحیدی، پاسخگوی نیازهای حقیقی جامعه نخواهد بود. بنابراین باید با گذار از مفاهیم و تکنیکهای سطحی علوم انسانی سکولار و از آن جمله آیندهپژوهی رایج، ریشههای معرفتی را نوسازی کرده و دانشی با اصالت اسلامی تولید کرد.
بله



















