کتاب پناهنده: گنجینه خاطرات دفاع مقدس 4، چهارمین کتاب از مجموعه خاطرات رزمندگان، حاصل تلاشهای دانشجویانِ کلاس درس دفاع مقدسِ مجید مظهر صفاری است که خاطرات رزمندگان هشت سال دفاع مقدس استان آذربایجان غربی را به تصویر کشیدهاند.
تمام کسانی که علاقه دارند به مقولهی جنگ نگاهی ویژه داشته باشند و با خواندن خاطرات رزمندگان برای لحظهای، با آنها همدلی داشته باشند باید این کتاب را مطالعه کنند.
در بخشی از کتاب پناهنده میخوانیم:
سال 62 تعدادی سرباز که در پادگانهای آموزشی، مراحل آموزش خود را سپری کرده بودند. توسط ژاندارمری سابق تحویل یگان ما شدند. آنها در یگان رزمی ما نیز، اصول جنگهای نامنظم را آموزش دیدند.
در میان این سربازها، سربازی به نام سید احمد موسوی بود که در گروهان ما آموزش میدید. این سرباز بچه اردبیل بود. ولی انگار نه انگار که به خدمت سربازی آمده و اینجا منطقه نظامی است؛ هیچ علاقهای به نظامیگری نداشت.
هر چقدر صدا میکردیم انگار نه انگار، در حال و هوای خود بود. بعداز آموزش در پادگان قوشچی، برای پاکسازی مناطق مرزی این سرباز را نیز با خود بردیم.
او را برای پشتیبانی و غیره نگه داشتیم. اصلاً به کار حساسیت نشان نمیداد. از مدت سربازیاش شش ماه گذشته بود. ماه رمضان سال 63 عملیات لیلهالقدر شروع شد. منطقهی شمالغرب سلماس تا سِرو که چسبیده به مرز ایران و ترکیه است را پاکسازی کردیم. با ترکیه هم هماهنگی لازم شده بود.
سه چهار روز بود که منطقه را پاکسازی میکردیم، اطلاع دادند از حزب دمکرات یک گروه به تعداد 80 نفر وارد منطقه ما بین، دشت انزل و صومای برادوست شدهاند. مأموریت مقابله با آنها (تعقیب و دستگیری) را به ما محول کردند. وسعت منطقه باعث شدهبود؛ همه نیروها و این سرباز را به همراه خود بیاوریم.
اطلاع دادند نیروهای ضدانقلاب در منطقهای به نام کوههای چهارشنبه، که بزرگترین قله آن معروف به کوه شیخبازید است، دیدهشدهاند. ما وارد منطقه عملیاتی شدیم، خواستیم به سوی تپهها برویم ولی متوجه شدیم در این منطقه تعداد زیادی چوپان با گلههایشان وجود دارند. در نظر گرفتیم که هر چوپان حدوداً 200 تا 300 رأس گوسفند دارد.
بله



















