کتاب فلوت چوپان و داستانهای دیگر از مجموعه قصههای آموزندهی دیروز برای بچههای امروز، حکایتهای آموزندهای از ازوپ را ارائه میدهد. این کتاب در سه داستان مصور با نامهای مرد و دیو غول پیکر، دو گدا و برادر بخشنده و مار، پیامهای اخلاقی گوناگونی نظیر: بدی نکردن، بهرهگیری از استعدادها، قضاوت نابه جا را برای کودکان با گروه سنی «ب» و «ج» ارائه میدهد.
هدف اصلی قصههای آموزندهی دیروز برای بچههای امروز، سرگرم کردن کودکان و ایجاد اوقاتی لذتبخش همراه با افزایش خلاقیت و مهارتهای یادگیری است.
در بخشی از کتاب فلوت چوپان و داستانهای دیگر میخوانیم:
روزی روزگاری، یک چوپان، به نام رابین، در یک روستا زندگی میکرد.او خیلی زیبا فلوت میزد. هر وقت مردم روستا به آهنگهای زیبای چوپان گوش میدادند، همه چیز را فراموش میکردند. آنها معتقد بودند که او حتی میتواند با موسیقی فلوتش، حیوانات وحشی را جادو کند.
رابین، عاشق دختر چوپانی به نام رزماری بود. او چندین بار به رزماری گفته بود که او را دوست دارد، اما او هرگز به رابین توجه نمیکرد. رابین سعی داشت او را تحت تاثیر قرار دهد.
بله





















