کتاب ساخت گام به گام چاقو نوشتهی دیوید بوی به شما در ساخت انواع مختلف چاقوهای ایرانی کمک کرده و یا حتی میتواند دستورالعملی برای ایجاد کارگاه و کسب درآمدی مناسب باشد.
ساخت چاقو میتواند کار عجیبی باشد. با این همه چاقوهای خوبی که در دسترس هستند، ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که چرا ممکن است کسی بخواهد یک چاقو بسازد؟ چاقو تقریبا سادهترین و پر کاربردترین گونه در بین ابزارآلات است. اغلب ما در میان چاقوهایی که در خانه نگهداری میشوند یک چاقوی مورد علاقه داریم. هنگامی که میخواهید یک چاقو بردارید، به طور خودکار چاقویی را انتخاب میکنید که مورد علاقهتان است.
زمانی که فرد برای خودش یک چاقو میسازد که تیغه و دستهاش را همانگونه که خودش میخواهد شکل داده است، یک رابطهی خاص میان فرد و آن ابزار شکل میگیرد. دیوید بوی (David Bowie)، در کتاب ساخت گام به گام چاقو (Step-by-step knifemaking: you can do it) با بیانی شیوا و موثر این عبارت را بیان کرده است ولی بیان کردن احساسات با کلمات تنها میتواند بخشی از این تجربه را انتقال دهد. همین که دسته یک چاقو را در دست خود احساس کنید، میتوانید خاص بودن دستهای که برای دست خودتان ساختهاید را احساس کنید. هنگامی که در ذهن خود زمینه و آمادگی انتخاب یک چاقو برای استفاده خاصی که در ذهن خودتان است را داشته باشید، وقتی که از این چاقو استفاده میکنید این چاقو برایتان شخصیتر میشود.
در زمانی که برای هر استفادهی روزمره شاهد هزاران ابزار و وسیله ساختهی ماشین هستیم، تجربهی ساخت و استفاده از چاقوی شخصی خودتان اهمیت بسیاری پیدا میکند. ساخت یک چاقو همانند ساخت کلیدی است برای دستیابی به سطوح بالاتری از آگاهی تواناییهایتان و رابطهای که میتوانید با بازار داشته باشید.
در نهایت میتوان گفت اگر شما از این کتاب به عنوان یک راهنما برای ساخت چاقو استفاده میکنید، به شما پیشنهاد میشود که ابتدا تماما کتاب را مطالعه نموده و سپس بعد از اینکه با همه موارد و موضوعات آن آشنا شدید میتوانید فرآیند گام به گام را آغاز کنید تا از طریق آن به اهداف خود در زمینه ساخت چاقو جامهی عمل بپوشانید.
در بخشی از کتاب ساخت گام به گام چاقو میدانیم:
چند سال پیش، بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم و به دنبال کاری میگشتم تا با آن زندگی پرمعنیتری را تجربه کنم، به پول نیاز داشتم. میخواستم کاری که انجام میدهم مفید باشد و همچنین زیبا و مهمتر از همه اینکه متعلق به خودم باشد. من سی سال اول زندگی خود را صرف خشنود کردن دیگران کرده بودم و حال میخواستم خودم را خشنود کنم. ولی چه کار میتوانستم انجام دهم؟
با اینکه با کار با دست آشنایی چندانی نداشتم و تجربهی کمی در این زمینه داشتم، تصمیم گرفتم تا ابزارهای دست ساز تولید کنم. ابزاری مثل سمبه، چکش، پوست کن و شاید چند چاقو. بنابراین چند ابزار با استفاده از مواد دور انداختنی ساختم. در آن زمان مشعل جوشکاری و برش داشتم و یکی از دوستانم هم یک گیره رو میزی عالی به من داده بود. بنابراین با همین ابزارآلات ساده بنده عملا در کار ابزارسازی مشغول بودم. اول چه چیزی باید بسازم؟ اصلا چه چیزی میتوانم بسازم؟ به یاد آوردم که یک اره دو نفره داشتم که در گوشهی خانهام در حال زنگ زدن بود و مطمئن بودم که دیگر هیچگاه از آن استفاده نخواهم کرد. شنیده بودم که تیغههای اره را میتوان تبدیل به چاقو کرد. و در همان زمان این فکر به ذهنم خطور کرد که میتوانم از آن آهن بیاستفاده یک چاقوی مناسب و کاربردی بسازم.
بله














