کتاب معارف مهدوی - مرزبانی مهدوی 4 نوشتهی عبدالحسین فخاری جلد چهارم از مجموعه یادداشتهای مرزبانى مهدوى، شامل مطالب مختصر و متنوعی در راستای خدمتگذاری به آستان مقدس امام عصر (عج) است.
نشان پر افتخار و شگفتانگیز مرزبانی، زمانی بر بازو یا سرشانهی مرزبانان مهدوی مینشیند که تفکر، ذکر، سلوک، حرکات و سکنات آنها رنگ و بوی مهدوی به خود گرفته باشد. عبدالحسین فخاری در این مجموعه، خود را جای کلیه مشتاقان آستان مهدوى قرار داده و تفکرات آنان را در موضوعات مختلف زندگى، بازگو میکند.
عبدالحسین فخاری اثر معارف مهدوی را در سه بخش نوشته است : 1- باورهای بنیادین که 50 نوشتار در اصول 5 گانهی اعتقادى است؛ 2- پیامهای مهدوى که 40 نوشتار در شرح 40 حدیث مهدوى است؛ 3- ادعیه، زیارات و نکتههای تفسیرى که 30 اثر صادره از کلام قدسی مهدوى است.
دکتر عبدالحسین فخاری از محققان، نویسندگان، فعالان و ایدهپردازان فرهنگی، هنری، موسس نهادهای اقتصادی بینالمللی مانند برند جهانی حلال در ایران در قالب سازمان همکاریهای اسلامی (OIC)، دبیر کل کنونی «موسسه بینالمللی حلال جهانی» و مدیر مسئول پایگاه خبری حلال جهانی و فصلنامه «حلال نشان برین» و اولین مدیر مرکز تحقیقات و اطلاعات اتاق اسلامی و عضو هیأت مدیره (ایکریک icric)، سرپرست چند رسانه و پایگاه خبری و نشریه و پدیدآور نوشتههای مختلف تألیفی و صدها مقاله در زمینه ادبیات، اقتصاد، معارف اسلامی و مهدویت است.
در بخشی از کتاب معارف مهدوی - مرزبانی مهدوی 4 میخوانیم:
امروز تصمیم میگیرید به دانشگاه یا محل کار خود بروید، هندسه این فعل اختیاری خویش شامل ساعت حرکت، وسیله نقلیه، پوشش مناسب، مدت حضور، برنامه عمل و... را طراحى میکنید (که اسم این کار قدَر یا تقدیر است) و سپس فرمان اجرایی را صادر نموده و حرکت میکنید (که اسم این کار، قضا یا حکم به انجام است). طبیعتاً قدَر مقدم بر قضاست چون ابتدا باید اندازه و مشخصات کار را تعیین کنید سپس حکم به شروع و انجام آن را صادر نمایید. پس هر کار اختیاری شما از کوچه قضا و قدر، عبور میکند و شما در جهان اختیاریات خویش، صاحب تقدیر و قضا هستید.
شما برای انجام همه کارهای اختیاری خود، نقشهای طراحى و سپس اراده انجام آن میکنید و به اجرا میگذارید. همه جهان نیز، گستره قدر و قضاى الاهى است یعنى در امور تکوینى او بشخصه قدر و قضا دارد؛ اما در فعل اختیاری انسانها، امر تقدیر و قضا را به خود آنها واگذار نموده تا انتخاب، واقعى و حقیقى باشد نه صورى و نمایشی. البته این به معناى عدم توانایی خدا در جلوگیری از کار آنها نیست و از سلطنت معزول نشده؛ بلکه به معنای اراده خدا در اعطای اختیار به انسانهاست و خداوند نمیخواهد در فعلی که مناط ثواب و عقاب است، انسان مجبور باشد در عین اینکه سر رشته امور، هیچگاه از دست او خارج نیست.
بله


















