کتاب به رنگ خاکستری، سیاه و سپید، دربردارندۀ سرودههای عبدالنبی جلالی، شاعر خوزستانی است.
این کتاب نه سپید است و نه سیاه. حد متعارف این دو است. نه انتهای پختگی است و نه در حد شعور خامگی است.
عبدالنبی جلالی نمایشنامهنویس، شاعر، نویسنده، ملقب به ع. حسرت، در شهرستان دشت آزادگان، یکی از شهرستانهای خوزستان متولد شده است. او قبلا نمایشنامهای به نام گرداب نوشته و یک جلد قصههای کوتاه طنز که در قسمت دوم کتاب ما آدمها اضافه شده است.
در بخشی از کتاب به رنگ خاکستری میخوانیم:
شعری برای بودن
شعری برای ماندن
حرفی برای گفتن نه مکث کردن
تو اگر میخواهی بمانی سکوت کن
سکوت تو فریاد توست
در سکوت میشود زمزمه کرد
من با سکوت با تو سخن میگویم
سکوت تو دنیایِ سخنهاست
سخنهای تهی از اشک، از بغضها دور
اگر میخواهی بمانی، سکوت کُن
سکوت تو فریاد توست
سکوت تو با نگاه تفسیر میشود
در نگاه تو غوغایی از هستی است
من با نگاه تو با تو گفتگو میکنم
تو با نگاه مرا تفسیر میکنی
بله
















