کتاب بلاک چین و رمز ارزها (مفاهیم پایه، راهکارهای جامع، قانون گذاری) نوشتهی حسن فضلی، مهدی چمندار و هادی زمردی منور، تلاش دارد به زبانی ساده، شما را با مفاهیم پایه ارزهای دیجیتال، فناوری بلاکچین، ماینینگ یا استخراج پول، نحوه خرید و فروش و سرمایهگذاری، راهحلهای کامل و همچنین قوانین کشورهای مختلف برای ارزهای دیجیتال آشنا کند. (فایل کتاب در تاریخ 1399/06/11 جایگزین شده است.)
کتاب بلاکچین و رمز ارزها (Blockchains and CryptoCurrency) قلمرو جدیدی را در افزایش درک ما از این بستر باز میکند و این امکان را میدهد تا با عناصری که پیش از این در هیچ کتاب دیگری مورد اشاره قرار نگرفتهاند، آشنا شویم. بلاک چین کمک خواهد کرد تا بسیاری از تصورات ذهنی در این حوزه به واقعیت تبدیل شوند.
در سالهای اخیر با عباراتی اعم از فناوری بلاک چین، ارزهای دیجیتال، رمز ارزهای پایه مثل بیت کوین و پولهای مجازی در جامعه، اینترنت، رسانهها، بین مردم عادی و افراد کارشناس و همچنین سخنرانیها و مصاحبههای مسئولین مواجه شدید.
کمبود مراجع تخصصی، سوالات و ابهامات افراد در خصوص ماهیت و دانش موضوعات ذکر شده و از طرفی گرایش جامعه به خصوص جوانان به حوزه تولید ارزها و همچنین خرید و فروش سرمایهگذاری که منجر به کلاه برداریها و از دست دادن سرمایههای کلان نیز گردیده است یکی از انگیزههای اصلی برای نگارش این کتاب بوده است.
بر اساس پیشبینی ویلیام موگایار، در آینده حداقل شاهد هزاران و شاید میلیونها بلاکچین خواهیم بود که نه تنها امکان تبادل ارزش بدون اصطکاک را فراهم میسازند، بلکه جریان ارزش جدیدی را نیز شکل خواهند داد و به بازتعریف نقشها، روابط، اعتماد، قدرت و حاکمیت خواهند انجامید.
در بخشی از کتاب بلاکچین و رمز ارزها (مفاهیم پایه، راهکارهای جامع، قانونگذاری) میخوانیم:
بهطور خلاصه کار کردن دستگاههای غیرمتمرکز دشوار، هزینه نگهداری آن بالا، بهروزرسانی پیچیده و مقیاسپذیری بسیاری سختی دارند. در برابر پایگاه دادههای سنتی بهمراتب سادهتر، سریعتر و ارزانتر هستند. پس چرا مردم از واژه بلاک چین بهعنوان نوشدارویی برای تمام دردهایشان یاد میکنند؟
اولاً خیلی از صنایعی که بلاک چین در حال حاضر در حال عرضه شدن به آنهاست، سالهای پیش باید زیرساخت IT شان را بهروزرسانی میکردند. نرمافزارهای حوزه سلامت به وحشتناک بودن معروف هستند، تسویهحساب مالی همچنان از نرمافزارهای دهه 70 میلادی استفاده میکنند. نرمافزارهای مدیریت زنجیره تأمین بهسختی نصب میشوند و استفاده از آنها نیز پیچیده است. بیشتر شرکتهای این حوزه، به دلیل ریسکهای موجود، حاضر نیستند نرمافزارشان را بهروزرسانی کنند. بهروزرسانیهای بسیاری وجود دارد که میلیونها دلار هزینه در برداشتهاند اما به عقب بازگشتهاند.
دوما، وقتی درباره بلاک چین صحبت میکنید جلوه لبه فنّاوری بودن را به شما میدهد. دوست داشته باشیم یا نه کلمه بلاک چین معنای متفاوتی از تعریف تکنیکال خود یافته است. تعداد خیلی کمی واقعاً معنای آن را میدانند ولی بسیاری از این کلمه استفاده میکنند تا باهوشتر ازآنچه هستند به نظر برسند. درست مثل کامپیوتر ابری یعنی کامپیوتر شخصی دیگر، هوش مصنوعی یعنی الگوریتم اصلاحشده، در این زمینه بلاک چین یعنی پایگاه داده گران و کند.
سوما، مردم دخالت دولت در بسیاری از صنایع را دوست ندارند و ترجیح میدهند راهحل داوری جایگزینی وجود داشته باشد. چراکه راهحلهای دولتی اغلب گران و کند هستند، برای آنها بلاک چین راهحلی برای فرار از ساختار دولتی و قوانین آن است؛ اما این هدف در دایره تواناییهای بلاک چین نیست. بلاک چین نمیتواند بهصورت جادویی مناقشات انسانها را از بین ببرد.
نتیجه اینکه خیلی از مردم، بدون اینکه شناختی از تواناییها یا هزینههای این فنّاوری داشته باشند، هیجانزده شدهاند. چیزی که این موضوع را بدتر میکند این است که بسیاری از جزئیات طراحی از دید سرمایهگذاران مخفی شدهاند تا آنها نتوانند تصمیم بگیرند که بلاک چین چهکاری را میتواند انجام دهد و چهکاری را نمیتواند انجام دهد؛ و هیچکس جرات ندارد بگوید «پادشاه لباسی ندارد». این شرایط کنونی بازار رمز ارز است.
بله




















