کتابی که نمیخواستم، چهارمین مجموعه شعر آتفه چهارمحالیان است و 32 قطعه شعر سپید را دربرمیگیرد. اشعار او در این اثر حال و هوای اجتماعی دارد و عناصر طنز و تخیل در آنها پررنگ است.
آتفه چهار محالیان متولد سال 1360 در شهرستان شوشتر است. رشته تحصیلی او جامعهشناسی بوده و مجموعه اشعار «دارم با رشد شانههای میت راه میروم» و «بغلم کن شبلی» را در کارنامه دارد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
پیرمردهای دیوانه
پیرمردهای نامگذاریِ کاهو در دامنهی بلوط
آبِ میوه از ریشهایشان میچکد و روشن میشوند
چون استخوانی که جدار گورها را میپاید
از مارها فاصله میگیرند و ستایششان میکنند
اما فرزندانشان را میکشند
چربی و قند حذف میکنند
و با خطی که از فرط دیوانگی خوانده نشود
به ساختارهای دیگری میروند که لبخند کودکی تشدیدش کند
عصبهایشان ماهر است و به خاطر نمیآورد
زنانی کُشته در صدای مویه میخندند
چون نهفتن الماسی که از آتشفشان به جا میماند.
پیرمردهای انبارِ قدیمی
پیرمردهای انتهای دایره
با نوههایشان در پارک مینشینند و
اسبها را در اتوبوسها دنبال میکنند.
بله

















