کتاب صوتی پرنسس و نخود فرنگیها و هویجها اثر هریت زیفرت، دربارهی دختر کوچولوی زیبایی به نام رزبود است که همه چیز را دوست داشت و به همه عشق میورزید.
روزی او از خواب بیدار شد و تختاش را مرتب کرد و تمامی اسباببازیهایش را روی بالشتاش چید. رزبود همهی وسایل مورد نیازش را با دقت انتخاب کرد چون او به اینکه چه چیزی بپوشد بسیار اهمیت میداد. تمامی لباسهای او نرم و لطیف بودند و هیچ لباس خارشآور، سفت و زمختی نداشت.
لباسها و وسیلههایش همگی معمولا به رنگ صورتی و بنفش بودند. رنگهای مورد علاقه او. اما پرنسس رزبود همیشه مهربون و دوست داشتنی نبود! زمانی که برای شن و ماسه بازی به ساحل میرفت اگه شن و ماسه میرفت لای شلوارش اون با بد خلقی و غرغر میگفت: «اه خارش گرفتم» و هر جوری که شده باید لباساش را عوض میکرد.
بله
























