کتاب شرح آسمان نوشتهی محمد خسروی راد، دربردارندۀ زندگینامه و خاطرات خلبان شهید ابراهیم فخرایی است.
این کتاب شامل چندین سرفصل است که در هر یک از آن قسمتی از زندگی این شهید را با نثری روان به رشته تحریر آورده است.
شهید ابراهیم فخرایی متولد اردیبهشت 1335 در خراسان است. وی فرزند چهارم حاج یوسف فخرایی بود. در دوران نوجوانی خود در کنار تحصیل به ورزش کشتی نیز پرداخت و بعد از پایان دوره متوسطه به ارتش راه یافت. ابراهیم سال 55 وارد هوانیروز شد، در آن سال اعزام دانشجویان به آمریکا لغو شده بود و استادان آمریکایی برای آموزش خلبانان آینده کشور به ایران میآمدند.
در پایان دوره آموزشی او که مصادف با روزهای انقلاب بود. در آن زمان به فرمان امام خمینی (ره) تأمین امنیت آسمان تهران را به همراه چند تن دیگر از خلبانان هوانیروز بر عهده گرفت. شهید فخرایی پس از پیروزی انقلاب نیز برای دفع غائله کردستان عازم غرب کشور میشود. شدت گرفتن آتش جنگ او را به جبهههای جنوب میکشاند. در سال 1359 مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و در رود کارون سقوط میکند اما با کمک اهالی خوزستان از این حادثه جان سالم به در میبرد.
در بخشی از کتاب شرح آسمان میخوانیم:
هنوز درگیر کردستان بودیم که عراق به کشور حمله کرد. من و ابراهیم هر دو در منطقۀ غرب بودیم. من در مراغه بودم و ابراهیم در سقز. با شروع جنگ در جنوب، ما دو جبهه داشتیم؛ جبهۀ جنوب و جبهۀ کردستان. حالا باید منطقۀ وسیعتری را زیر پوشش قرار میدادیم. برای همین با توجه به شرایط مناطق، بیدرنگ از جنگی به جنگ دیگر میرفتیم تا از مردم و کشورمان دفاع کنیم. ایران از لحاظ منابع انرژی، همیشه در سطح بینالمللی جایگاه ویژهای داشته است.
آمریکاییها و استعمارگران وابسته به آنها، بهخوبی میدانستند که کشور ما از منابع فراوان انرژی برخوردار است و ما بین دو منبع بزرگ انرژی جهان، یعنی دریای خزر در شمال و خلیجفارس در جنوب هستیم. قرار بود ما منبع بهرهبرداریهای مختلف آمریکا باشیم؛ اما با انقلاب، همۀ محاسبات آنها بههم ریخت و ارتباطشان با کشور ما قطع شد. برای همین سراغ کینۀ قدیمی اعراب رفتند. آن موقع صدام از شنیدن اسم ایران و مقابله با آن به وحشت میافتاد. این تدبیر آمریکاییها بود که طوری برای عراق و رژیم بعث برنامهریزی کردند که آنها جرأت تجاوز به خاک ما را پیدا کنند.
آمریکاییها میخواستند ما و انقلابمان را به وسیلۀ همسایۀ خودمان از بین ببرند. آنوقت با خیال راحت بیایند و حتی آسانتر از قبل، مالک کشور و منابع طبیعی ما باشند؛ اما خواست خدا چیز دیگری بود. سالها قبل امثال ابراهیم در این کشور متولد شده بودند تا سرباز امام باشند و از کشور خود دفاع کنند. ابراهیم نمونۀ کامل یک سرباز اسلام بود. تمام توان و فکرش دفاع از دین و کشورش بود. او در این راه از هیچ چیز حتی جانش دریغ نداشت.
بله
















