کتاب تجربهی نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان، حاصل مطالعات، پژوهشها، و مصاحبههایی با تجربه کنندگان نزدیک به مرگ و افراد سوگوار است و مخاطبان اصلی این کتاب افرادی هستند که به دلیل از دستدادن عزیزشان در سوگ نشستهاند.
تجربۀ نزدیک به مرگ، پدیدهای معنوی، متعالی و شگفتانگیز است که برای افرادی رخ میدهد که در آستانۀ مرگ قرار میگیرند. به افرادی که چنین تجربهای را پشت سر میگذرانند «تجربه کنندگان نزدیک به مرگ» گفته میشود. این افراد بعد از بازگشت به زندگی از مشاهدات و تجاربی سخن میگویند که در حالت عادی امکان وقوعشان بسیار پایین یا ناممکن است. تجربۀ خروج از بدن، مشاهدۀ رویدادهای در حال وقوع اطراف بدن از نقطهای بالا، مرور خاطرات زندگی، ملاقات با اقوام فوت شده و دیدار با شخصیتهای معنوی از جمله مواردی است که در اظهار نظرهای تجربه کنندگان نزدیک به مرگ یافت میشود.
تجربه کنندگان نزدیک به مرگ از برخی حقایق پراسرار عالم ملکوت اطلاع یافتهاند؛ لذا سخنان آنان به دلهای غم زده و داغدار آرامش میبخشد. از سویی، احادیث متعددی وجود دارد که باور به آنها به قلبهای داغدار آرامش را هدیه میکند که کاملاً با اظهارات تجربه کنندگان همسوست و کنار هم نهادن این دو تأثیر احادیث و اظهارات تجربه کنندگان را دوچندان میکند.
معمولاً مهمترین پرسشهایی که ذهن افراد سوگوار را به خود مشغول میکند عبارت است از: عزیز من الآن کجاست؟ آیا من دوباره او را خواهم دید؟ آیا او در هنگام حملۀ قلبی یا بیماری یا تصادفی که منجر به مرگش شده درد کشیده است؟ چطور میتوانم فقدان او را تحمل کنم؟ در این حال که به سوگ عزیزم نشستهام شناخت تجربههای نزدیک به مرگ چه کمکی به من میکند؟ بازخوردهای مثبت افراد داغ دیده انگیزۀ نویسندگان را برای نگارش کتابی که بتواند تسکینی بر آلام این عزیزان باشد بیشتر کرد.
مخاطبان اصلی کتاب تجربهی نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان، کسانی هستند که به دلیل از دست دادن نزدیکانشان به سوگ نشستهاند و به دنبال یافتن پاسخ سؤالاتشان در این مورد هستند؛ بنابراین این کتاب را میتوان اثری در حوزهی معنویت درمانی دانست که به سوگمندان کمک میکند تا با سوگ یا سایر اختلالات اضطرابی رو به رو شوند.
این کتاب، ویراست دوم کتاب «تجارب نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان» است که تغییرات اساسی در آن داده شده که عبارتاند از:
-ویرایش ادبی کتاب و روانتر کردن متن آن.
-جابجایی برخی فصلها و بهبود ساختار کتاب.
-افزودن فصلهای جدید و غنا بخشیدن به محتوا.
-افزودن توصیههایی از این تجربهکنندگان برای داغدیدگان.
-افزودن مقدمهای از دکتر جفری لانگ (رئیس بنیاد تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ) که بر این کتاب نگاشتهاند.
-افزودن چهار تجربهی نزدیک به مرگ از کتاب «به وقت مرگ: 42 تجربهی نزدیک به مرگ شهروندان ایرانی و آمریکایی» تألیف علی قاسمیاننژاد و علی ایمانینسب.
نظر دکتر جفری لانگ (رئیس بنیاد تحقیقات تجربهی نزدیک به مرگ در آمریکا) دربارهی این کتاب:
این کتاب اثر مهمی در زمینهی تجارب نزدیک به مرگ است و تمرکز خاصی بر اندوه و سوگ دارد. اهمیت این تمرکز به این دلیل است که در مقالات آکادمیک، دربارهی ارتباط سوگواری و تجارب نزدیک به مرگ صحبت چندانی به میان نمیآید. این کتاب برای خوانندگان و خصوصاً کسانی که عزیزی را از دست دادهاند به مثابهی گنجینهای ارزشمند و منبعی الهامبخش است.
در بخشی از کتاب تجربهی نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان میخوانیم:
من سه بار تجربۀ نزدیک به مرگ داشتم. اولین تجربۀ من در جوانی و در یک تصادف رانندگی اتفاق افتاد. در آن تجربه من بدن خودم را از بالا مشاهده کردم، سپس از تونلی عبور کردم و پس از آن وارد نور شدم؛ هشیاری کیهانی را تجربه کردم و به تمامی سؤالات من پاسخ داده شد. مسیح که یکی از افراد حاضر در آنجا بود مرا نزد خودش خواند و در آغوش گرفت و گفت که ما به خاطر تو اینجا جمع شدهایم.
من زندگی خودم را مشاهده کردم و همۀ احساسات و شادیها و شرمندگیها را دوباره و با جزئیات تجربه کردم و نتایج رفتارها و افکار و سخنان خودم را دیدم؛ همۀ آنها به من نشان داده شد. مثلاً یک بار که دختری را به این دلیل که خندهدار حرف میزد مسخره کرده بودم را دیدم و احساس ناراحتی و شرمندگی او را تجربه کردم. من دردها و رنجهایی را تجربه کردم که خودم در دیگران ایجاد کرده بودم. من حتی نتیجۀ رفتار خودم را بر یک دختربچه و سگ او احساس کردم. رفتار بد من باعث شده بود او با سگش برخورد بدی داشته باشد و من عواقب رفتار خودم را، هم روی دختربچه و هم روی سگش، مشاهده کردم. من زندگی خودم را دیدم و به خداوند گفتم که میخواهم به آن برگردم. من سرم را تکان دادم و گفتم: «حداقل اجازه دهید که به مادرم بگویم که حال من خوب است.» ناگهان روی تخت بیمارستان بودم و مادرم کنار تخت بود و دو هفته از تصادف گذشته بود.
بهدلیل جراحات زیاد، زمان بهبودی من طولانی شد. در واقع، بدن بیجان من به اورژانس بیمارستان تحویل داده شد. من را به دانشجویان و پزشکان تحویل دادند. آنها روی بدن من کار کردند و توانستند برخی علائم حیاتی را باز گردانند. این اولین تجربۀ نزدیک به مرگ من بود.
بله



























