کتاب هوش ایدهپرداز نوشتهی حمید توکل پناه، با معرفی مدلی نوین برای ارزیابی ایدهها، تاثیر انواع هوش و سبکهای شناختی مختلف را بر ایدهپردازی مورد بررسی و کاوش قرار میدهد.
توانایی هر انسانی برای ایدهپردازی به قابلیت استدلال ذهنی و درون اندیشی و توانایی درک و فهم و میزان هوش وی بستگی دارد. ایدهها از مفاهیم واقعی یا واقعیات ذهنی نشات میگیرند که این مفاهیم و واقعیات به مثابه مبنایی برای هر معرفتی، اعم از دانش یا حکمت محسوب میشوند. به بیان کلیتر ایدهها از واکنشهای ذهنی و به صورت غیرارادی بهوجود میآیند، بدون اینکه تفکر و یا تاملی جدی در مورد آنها شده باشد.
فرآیند ایجاد ایده جدید، خلاقیت و تشخیص فرصت را میتوان به عنوان مسیری در نظر گرفت که با شکلگیری ایدههای جدید و بعضا سودمند آغاز میشود (ایجاد فکر جدید)، سپس به ایدههایی برخورد میشود که نه تنها جدید بلکه بالقوه مفید نیز هستند (خلاقیت)، و در پایان، ایدههایی قرار دارند که جدید، سودمند و در عین حال دارای قابلیت ارزشآفرینی اقتصادی میباشد (تشخیص فرصت) و هوش به مفهوم عام آن نه تنها به عنوان یک توانایی ذهنی بلکه به عنوان مجموعهای از مهارتهای شناختی در این فرآیند نقش به سزایی را ایفا مینماید.
در بخشی از کتاب هوش ایدهپرداز میخوانیم:
شخص کارآفرین در طی فرآیند کارآفرینی، که با شناسایی فرصت، ایجاد و توسعه ایده ها و پس از آن ارزیابی امکانات تجاری و انتقال به بالاترین سطح یعنی سرمایهگذاری و راه اندازی شکل میگیرد، نیاز به مجموعهای از توانمندی های مدیریتی و فردی دارد و هوش از جمله توانایی های فردی کارآفرینان است. هوش به عنوان یک توانایی شناختی مطرح شده است و عنوان شده که کارآفرین موفق نیازمند ترکیبی از هوش های عملیاتی تحلیلی و خلاق دارد. همچنین در زمینه رهبری و کارآفرینی شکلهای گستردهتری ازهوش از جمله هوش هیجانی و معنوی مورد ارزیابی قرار میگیرند. ازطرف دیگر هر نوع تشخیص فرصت توسط یک کارآفرین، بر پایه نوعی هوشیاری است که توسط اطلاعات، و جمعآوری دانش تقویت شده است.
این هوشیاری با رصد رویدادها و الگوهای رفتاری در محیط و توجه خاص به مشکلات تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، نیازهای برآورده نشده و ترکیبهای تازه از منابع موجود، به درک فرصت های کارآفرینانه کمک می نماید و هوشیاری کارآفرینانه نامیده می شود و در درک فرصت های کارآفرینانه موثر است. البته سبک شناختی یک فرد ممکن است اولویت او برای انواع مختلف یادگیری، جمعآوری دانش، پردازش اطلاعات، تصمیمگیری و بسیاری از رفتارهای مهم که کارآفرین به صورت روزانه از خود بروز میدهد را تحت تاثیر قرار دهد. علاوه بر این، میتواند منجر به توجه فرد به بخشهای خاصی از دانش و کارهای خاص شده، و به کاهش تمرکز بر بخشهای دیگر دانش، اطلاعات و وظایف منجر گردد.
بله












