جلد کتاب کتاب پروانه بی‌نشانپشت جلد کتاب کتاب پروانه بی‌نشان
۱۹,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب پروانه بی‌نشانپشت جلد کتاب کتاب پروانه بی‌نشان
کتاب الکترونیک
225 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب پروانه بی‌نشان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب پروانه بی‌نشان

کتاب پروانه بی‌نشان نوشته‌ی حبیبه باقری حکایت دکتر جوانی را روایت می‌کند که بین دو راهی عقل و عشق گیر کرده است و باید تصمیم بگیرد به ‌پای کسی بماند که او را ترک کرده یا به اجبار با دختری که عاشق اوست ازدواج کند...

در بخشی از کتاب پروانه بی‌نشان می‌خوانیم:

مادر به بیمارستان آمد، حال و روز پروانه را از او مخفی کرده بودم نمی‌خواستم زیادی نگران بشه اما مادرم آشفته بود و پریشان رو به من کرد، گفت:

- بهرام چرا به من نگفتی که این‌قدر حال پروانه بده، حال و روز خودت را ببین، می‌دانی چه سر و وضعی پیدا کرده‌ای، رنگ و رویت پریده، از خستگی و بی‌خوابی زیر چشمات گود افتاده، پروانه اگر یک برادر تنی داشت این‌قدر که تو نگرانشی او نبود.

از حرف مادر دلم لرزید، خدایا چگونه احساسم به پروانه را به مادر بفهمانم. صدای مادر را شنیدم که گفت:
- بهرام کجایی مادر شنیدی چی گفتم؟
- ببخشید مادر متوجه نشدم دوباره تکرار کنید.

- گفتم تو بیا برو خونه یک کم استراحت کن من پیش پروانه هستم، دوشی بگیر و اصلاح کن بعد دوباره برگرد، نگران هم نباش.
- می‌ترسم تنهاش بگذارم باید به موقع داروهایش تزریق بشه ممکنه پرستارها فراموش کنند.
- چه حرفی می‌زنی مادر آن‌ها کارشان همینه، مگر می‌شه فراموش کنند.

با اصرار مادر به خانه آمدم اما خانه برایم تنگ شده بود، انگار بدون پروانه هوا برای نفس کشیدن نبود، بغضم گرفت، به حمام رفتم و زیر دوش بغض چند روزه را که داشت خفه‌ام می‌کرد خالی کردم. بعد از حمام کمی راحت‌تر شدم، به اتاقم رفتم و روی تخت دراز کشیدم، از شدت خستگی خوابم برد وقتی بیدار شدم زمان و مکان را گم کرده بودم، چشم‌هایم را مالیده و لحظه‌ای صبر کردم تا خودم را پیدا کنم، یادم آمد بلند شده و لباس پوشیدم و فوری به بیمارستان رفتم. مادر را دیدم که در راهروی بیمارستان قدم می‌زنه و ناراحته، سراسیمه جلو رفتم و پرسیدم:

- برای پروانه اتفاقی افتاده؟ حالش خوبه؟
مادر گفت نگران نباش، همان جوری است که بوده.
- پس چرا شما ناراحتید؟
- بعداً حرف می‌زنیم.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب پروانه بی‌نشان
نویسندهحبیبه باقری
ناشر چاپیانتشارات خدمات فرهنگی کرمان
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات225
زبانفارسی
شابک978-600-285-206-9
قیمت کتاب الکترونیک
۱۹,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب پروانه بی‌نشان بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات خدمات فرهنگی کرمان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب پروانه بی‌نشان

آتنا جعفری
۱۳۹۷/۱۰/۱۱
خیلی سطحی بود. یه متخصص مغز موفق انقد چلمن نمیشه که.. حیف وقت و پولی که هدر رفت
فاطمه فرامرزی
۱۳۹۸/۰۵/۳۱
کتابی که شما رو تا پایان داستان دنبال خود میکشونه
ادامه نقد و نظرات کتاب پروانه بی‌نشان...
👋 سوالی دارید؟