محمد سیدا در کتاب 12 گام تا ارتباط مؤثر، شیوهی روابط و چگونگی ارتباط با دیگران را به عنوان بخش مهمی از شخصیت و زندگی افراد تحلیل میکند و راهکارهایی ساده جهت بهبود مهارتهای اجتماعی پیشنهاد میکند.
هزاران سال پیش که اجداد ما، یعنی همان انسانهای نخستینی که در غارها زندگی میکردند، به این نتیجه رسیدند که دیگر نمیتوانند تنها بمانند. بنابراین آرام آرام و شاید هم با کمی خجالت از پناهگاههای خود بیرون آمدند و از دور برای یکدیگر دست تکان دادند. از همان روز همهی ما یاد گرفتیم که با یکدیگر زندگی کنیم و شاد باشیم.
ما هر روز به شیوههای مختلفی با دیگران ارتباط برقرار کرده و اندیشهها، احساسات و دانستههای خود را به یکدیگر منتقل میکنیم. روابط و چگونگی ارتباط با دیگران، بخش مهمی از شخصیت و زندگی ما را تشکیل میدهند. درست است که ارتباط یک امر بسیار مهم و لازمی است؛ اما فراموش نکنید چنانچه خواهان برقراری ارتباط سودمند باشید، باید از راههای درست برقراری ارتباط آگاه بوده و راهکارها را در جای مناسب خود اعمال کنید. هرچه بهتر رابطه برقرار کنید، وظایفتان را بهتر انجام میدهید و در نتیجه در حرفهی خود موفقتر بوده و درآمد بیشتری کسب میکنید. نحوهی ارتباط شما در میزان حمایت و کمک از جانب دیگران تأثیر مستقیم دارد و ارتباطات تأثیر بسیار عمیقی بر زندگی شما میگذارند.
یکی از اصول ارتباط مؤثر این است که بتوانیم روی دیگران تأثیر مثبت بگذاریم. تأثیر گذاشتن روی مردم کار سادهای نیست، زیرا باید کاری کنیم تا ما را ببینند، بشناسند، قبول کنند و در جمع خود بپذیرند. برای تأثیرگذاری هر چه بهتر، راههای گوناگونی وجود دارد. شناخت نیازهای قلبی افراد و تلاش برای برآورده کردن آنها، یکی از راههاست. همۀ افراد مانند کودکان چیزهایی را دوست دارند که اغلب آن را از دیگران پنهان میکنند، نیازهایی که ادب یا شاید هم شرم باعث میشوند آنها را بروز ندهند، ولی ما با شناخت آن نیازها میتوانیم بیش از پیش به دیگران نزدیک شویم.
در بخشی از کتاب 12 گام تا ارتباط مؤثر میخوانیم:
تنها در اجتماع است که عیبهای خودمان را میبینیم. هیچکس در تنهایی نمیتواند بفهمد که آیا حسود است یا نه! زیرا کسی در کنارش نیست که به او حسادت کند! در تنهایی نمیداند که بدجنس است؛ خشمگین است؛ مال مردمخور است یا مهربان و منصف و خوشقلب!؟ تمام صفات خوب و بد ما در اجتماع دیده میشوند. تا منافعمان با منافع فرد دیگری برخورد نکند از کجا بدانیم که فداکار هستیم یا سودجو؟
ارتباط مؤثر باعث میشود تا با ضعفها و قوتهای خود روبهرو شویم. مردم آینههای ما هستند. دشمنان ما حقایق شخصیت ما را به دیگران میگویند و هنگامی که به گوشمان میرسند ناراحت میشویم. در حالی که اگر بدون تعصب راجع به آن حرفها فکر کنیم خیلی چیزها در مورد خودمان میفهمیم و به اشتباهات زیادی پی میبریم. دوستانمان آنها را به خودمان میگویند. تأثیر رفتار و گفتار خود را روی دیگران میبینیم و فرصت داریم تا به نتایج اعمالمان پی ببریم.
شاید بپرسید که خودشناسی به چه درد میخورد؟ خودشناسی، تنها راه خداشناسی است. با شناخت فضایل و صفات خود و به کمال رساندن آنها در جهت رضایت خداوند گام برمیداریم و شادی ابدی را از آن خود میسازیم. از طرف دیگر انسانی که خود را بهتر بشناسد، جهان را بهتر میشناسد. علم و آگاهی نسبت به خود باعث رشد صفات والای انسانی و درک مسائل زیادی میگردد که از عهدهی هرکس بر نمیآید.
بله























