مجله راز - شماره 120 منتشر شد.
در شماره 120 از دوهفتهنامه راز میخوانید:
زبان بدن چقدر برایم جالبی، نکتههایی برای مدیریت زمان، برجسازی در بافت فرسوده، داستان واقعی «راز» بدون هیچ شکی، سؤالهای «راز» از راندار برن، کامپیوتر ذهنت را هک کن و... .
در راز اول میخوانید:
شاید چند وقتی باشد که بر کسب درآمد و ثروت بیشتر تمرکز کردهاید، اما هنوز هیچ نشانهای از پیشرفت ندیدهاید؛ در این شرایط اگر یک نفر از شما بپرسد: آیا واقعا برای کسب درآمد بیشتر آمادهای؟ حتما بلافاصله پاسخ مثبت میدهید؛ اما واقعیت این است که اگر واقعا آماده بودید، شرایط آنطور که دلتان میخواست تغییر کرده بود!
حالا بیایید تمرینی متفاوت انجام دهیم؛ اینبار به جای نوشتن آرزوها و خواستههای مادی دلخواهتان بنویسید که به نظر شما بدیهای پولدار بودن چیست! مثلا: نگهداری از آن همه پول و ثروت و اینکه مراقب باشی آن را به باد ندهی اعصاب راحت میخواهد.
دوستان و آشنایان مدام انتظار دارند به آنها پول قرض بدهم و این کار را وظیفهام میدانند. اگر تمام سرمایهام را از دست بدهم و به شرایط قبلیام برگردم، چه؟
همه انتظار دارند من مثل پولدارها زندگی کنم، مدام به سفر بروم، مدام خرید کنم، مدام میهمانی بدهم؛ اما من دوست ندارم. همسرم همیشه تقاضای پول بیشتر میکند و آن را با بیدقتی خرج میکند. فرزندانم با این همه پول، قدرنشناس و بیفکر بار میآیند.
ثروت بیش از حد زندگی مرا به خطر میاندازد و ریسک آن را بالا میبرد. دوستانم به من حسادت میکنند و دیگر با من صمیمی نیستند و پشت سرم حرف میزنند. نمیدانم باید به چه کسی اعتماد کنم و... .
فهرست شما ممکن است چندین و چند مورد را در خود جا داده باشد؛ اما برای دعوت پول و سرمایه بیشتر، چارهای ندارید جز اینکه برای تکتک این ترسها و نگرانیها در ذهنتان راهحل پیدا کنید و بتوانید از آنها رد شوید؛ برای مثال، بدانید اگر چنین شرایطی پیش آمد، چطور میتوانید از پس آن برآیید یا برای جلوگیری از رخ دادن آنها از همان ابتدا باید چه کاری انجام دهید.
این آمادهسازی ذهنی شاید کمی زمان ببرد، پس عجله نکنید! کاملا با اقتدار و آرامش، تمام این ترسها و نگرانیهایی را که از ثروتمند شدن در ذهن دارید از بین ببرید تا روزی که احساسی خوب و کاملا راحت درباره آن داشته باشید. آن وقت دیگر مقاومتی برای ورود پول به زندگیتان نمیکنید.
همرازم، این جمله از تام پتی را هیچوقت فراموش نکن: بسیاری از چیزهایی که برایشان نگران بودم، اصلا اتفاق نیفتادند.
بله










