کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج اثر علی اسفندیاری (مشهور به نیما یوشیج)، پدر شعر نو فارسی است. نیما از خود دیوانی وزین مشتمل بر شعر سنتی و شعر نو به یادگار گذاشته که الهامبخش تقریباً تمامی شعرای شعر نو پس از اوست.
نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشیده است. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
اگر چند شعر نیما را خوب بخوانید، خواهید دید که شعر او چه آسان خوانده میشود و اگر پابهپای این اشعار بیایید، درخواهید یافت که شعر نیما نه مشکل است و نه شگفتیوار، شعر خوب و زنده و یگانهی این روزگار است، و نیما نهتنها شروع کننده که به کمال رساننده هم هست.
در بخشی از کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج میخوانیم:
ترا من چشم در راهم شباهنگام
که میگیرند در شاخ تلاجن سایهها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام. در آندم که بر جا درهها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمیکاهم
ترا من چشم در راهم.
بله
















